گالرس عکس سلفی
پيام ميلاد امام علي , بیوگرافی ارکان پیتکارا , بازیگر نقش نهال در روزی روزگاری , نشانه های فال پاسور , جدید ترین مدل مانتو تابستان , اس ام اس ولادت علی , پيامک تبريک ميلاد حضرت علي , جنگنده ایرانی , کارت پستال روز معلم , عكس تكى از كريم در فاطما گل 
آخرين مطالب
لینک های مفید

|
 | 

رییس مرکز فوریت های پزشکی استان بوشهر گفت: 118 نفر از کارکنان شرکت گاما پیمانکار فاز 19 طرح توسعه ای میدان گازی پارس جنوبی مسموم شده اند.

دکتر عبدالرحیم دادجو افزود: از این شمار 56 نفر در بیمارستان امام خمینی (ره) شهر کنگان بستری شده اند و 36 نفر نیز در محل درمان شدند.

وی گفت: بدلیل شدت مسمومیت 26 نفر دیگر نیز به بیمارستان اعزام شده اند.

رییس مرکز فوریت های پزشکی استان بوشهر افزود: از آب و غذای مصرفی کارکنان شرکت یادشده نمونه گیری شده است تا علت مسمولیت به طور دقیق مشخص شود.

دادجو گفت: باتوجه به اینکه مسمومیت افراد یادشده از ساعت شش صبح امروز بروز کرده است به احتمال زیاد ناشی از صرف شام دوشنبه شب است.

رییس مرکز فوریت های پزشکی استان بوشهر افزود: این حادثه تاکنون تلفات جانی نداشته است.

در پارس جنوبی 24 فاز پایشگاهی وجود دارد که تاکنون 12 فاز به بهره برداری رسیده است.

همچنین در منطقه پارس جنوبی 29 شرکت پتروشیمی پیش بینی شده است که در زمان حاضر 12 پالایشگاه در دست احداث یا بهره برداری است.

عمده فازهای پارس جنوبی در شهرستان عسلویه قرار دارد.

عسلویه درفاصله 285 کیلومتری جنوب بوشهر واقع شده است.

 

اخبار حوادث - ایرنا

 


ادامه مطلب
[ ] [ ] [ ahwaz110chat ]

اخبار,اخباراجتماعی, واکس میوه

نایب‌‌‏رئیس خانه کشاورز واکسی که در حال حاضر بر روی برخی میوه ها زده می شود را خوراکی و غیر آسیب‌زا می داند و معتقد است مواد اولیه این واکس از ترکیبات خوراکی است.

گفته می‌شود کشاورزی در ایران قدمتی دیرینه دارد و شرایط آب و هوایی کشور، محیطی سالم و آرام برای آن فراهم می‌کند، اما چند دهه اخیر کشاورزی ایران به تب گرفتار شده و به علت کمبود آب، رو به افول نهاده است. البته نمی‌توان تمام مشکلات را گردن آب انداخت، بلکه مشکلات مالی و واردات بی‏رویه به مهم‌ترین عوامل به زمین‌زدن کشاورزی در ایران بدل شده‏اند. قیمت محصولات کشاورزی در برخی زمان‏های مشخص مانند شب عید چنان سر به فلک می‏کشد که دولت برای تنظیم بازار شب عید پا به میان می‌گذارد، اما به‌گفته نایب‏رئیس خانه کشاورز، نتوانسته به‌خوبی بازار را کنترل کند و به تولیدکننده داخلی لطمه زده است. از سویی برای مقرون به صرفه‌بودن محصولات، میادین میوه و تره‏بار از سوی دولت و زیر نظر شهرداری‏ها به راه افتاده که البته به دور از وظایف اصلی خود، در دست دلالان گرفتار شده است. 

عنایت‌الله بیابانی در گفت‌وگو با «شرق» با اشاره تلویحی به سودبری شهرداری از دلالی در میادین میوه و تره ‏بار، می‏گوید: «طبق قانون باید تولیدکننده‌ها در این میادین باشند تا مصرف‌کننده به‌صورت مستقیم با آنها ارتباط داشته باشد. اما الان غرفه‌ها در اختیار دلال‌هاست و سازمان میادین زیر دست شهرداری است. شهرداری هم قطعا از این درآمدها منتفع است».

 سیستم کشاورزی را در ایران چگونه ارزیابی می‌کنید؟
برای پاسخ به این پرسش به محصولاتی مانند گندم، جو، برنج و ذرت که یک رشته محصولات زنجیره‌ای غلات هستند و برای خوراک دام و انسان مصرف می‌شود، اشاره می‌کنم. باید مشخص شود چرا باید برنج را که یک کالای اساسی است، در استان‌های شمالی کشور بکاریم و چرا نباید آن را در استانی مانند اصفهان و شیراز یا مناطق دیگر که اکنون کشت در آنها صورت می‌گیرد، بکاریم. در گذشته کشاورزان اطلاع صحیحی از ارزش آب نداشتند و آب را به‌صورت غرقابی رها می‌کردند بدون اینکه بدانند نیاز گیاه و قیمت آب چقدر است.

 

البته باید در نظر داشت که این مسئله به علت عدم اطلاع و آموزش‌های کافی آنها بوده و مدیران ارشد و متولی امر در دادن این آگاهی کوتاهی کرده‌اند. از سویی بنابر بحران بی‌آبی در کشور، باید برخی کالاها را براساس نیاز وارد کنیم. در سال‌های گذشته به‏خصوص ١٠‏سال گذشته درآمدهای نفتی کشور بدون هیچ ملاحظه‌ای در بخش کشاورزی تزریق نشد، در صورتی که می‌توانست زیربنای بخش کشاورزی با درآمدهایی که در آن سال‌ها وجود داشت، آنچنان متحول شود که در بخش غلات، باغبانی و دامداری‌ در جهت خودکفایی پیش برویم. باز هم باید در نظر داشت که خودکفایی خوب است اما نه در تمام محصولات. در بخش زراعت باید برای تولید با توجه به ارزش‌های آب و خاک اقدام کرد و از خاک بدون عمل‌آوری آن بهره‌برداری نکنیم تا تبدیل به شوره‌زار نشود.

 

در بخش شمالی کشور به علت نزولات آسمانی کشت برنج داریم، اما نباید برای کشت برنج در مناطقی مانند اصفهان یا شیراز با حفر ٤٠٠‌متر چاه اقدام کرد. در صورتی که اگر نگاهمان اقتصادی باشد، می‌توانیم در این مناطق محصولاتی را کشت کنیم که آب‌محور نبوده و براساس نیاز گیاه، به آن آب تزریق کنیم مانند یونجه. از طرفی در بخش باغبانی هم وقتی در مرکبات و پسته و ١١‌محصول کشاورزی دیگر مقام نخست را در گذشته داشتیم، چرا باید با بی‌توجهی‌ها و عدم سرمایه‌گذاری در این بخش، این مزیت‌ها را از دست دهیم؟ در شرایطی که در دنیا تولیدکننده اول پسته هستیم و درآمدهای سرشاری از این زمینه داریم، باز هم نسبت به این مسئله بی‌توجهی کرده‌ایم. باید سرمایه را به مناطقی می‌بردیم که براساس سیستم آبیاری قطره‌ای پسته تولید و با دنیا رقابت کنند. با وجود اینکه اخیرا آمریکا در حال رقابت با ایران است، اما کیفیت پسته ایرانی زبانزد دنیاست و باید این مزیت را حفظ کنیم. در بخش‌های دیگر مانند سیب و مرکبات هم همین‌طور.

 

وقتی تولیدکننده چهار میلیون تا چهار میلیون و ٥٠٠ تن مرکبات در سال هستیم، چه دلیلی دارد صد هزار تن مرکبات به‌عنوان تعادل‌بخشی بازار شب عید وارد کشور کنیم و بازار تولید را زیر سؤال ببریم؟ می‌توانستیم همان زمان که پیک مصرف مرکبات بوده، ذخیره‌سازی را از طریق تولیدکنندگان برای شب عید انجام دهیم، اما به‌دلیل عدم مدیریت در برنامه‌ریزی و نگاه دولت‌مآبانه‌ای که در زمینه تولید وجود دارد و سیاست‌های دلالی، انحصارگران فرصت‌طلبی می‌کنند. درنتیجه، تولیدکننده و مصرف‌کننده متضرر می‌شوند و شاهد نابسامانی در بازار بعد از تولید در بخش کشاورزی هستیم.

 وجود دلالی در بازار محصولات کشاورزی منجر به این نابسامانی شده؟
در بخش کشاورزی گردش مالی به‌سرعت انجام می‌شود و پول چند بار دست‌به‌دست می‌شود. به این دلیل انحصارگران دست از دلالی برنمی‌دارند. پس دولت باید از تشکل‌های مردمی حمایت کند تا بتوانیم از پتانسیل‌های حمایتی‌ای که دولت در اختیار ما می‌گذارد و سیاست‌های نظارتی‌ای که در اختیار دولت است، بازار را کنترل و حضور تولیدکننده را در بازار مصرف پررنگ کنیم.

 در حال حاضر این وظیفه سازمان میادین میوه و تره‏ بار نیست؟
سازمان میادین درست کرده‌ایم، اما این سازمان خودش الان بزرگ‌ترین عامل توقف در حضور تولیدکننده است. می‌توانیم تشکل‌ها و اتحادیه‌هایی واقعی که از مردم تشکیل شده، به وجود بیاوریم نه اتحادیه‌های تعاونی که دست‌ساز دولت هستند. نمی‌توانیم از آنها انتظار داشته باشیم واقعیت‌های تولید را متوجه شوند. برای اینکه یک دستورالعمل به آنها می‌رسد و موظف‌اند طبق آن کار کنند.

 همان‌طور که گفتید میادین کنونی جایگاه تولیدکننده نیست و این دلال‏ها هستند که در آنجا حضور دارند. آیا کنترلی روی این قضیه وجود ندارد؟
شهرداری‌ها باید حقوق شهروندی عموم را حفظ کنند. شهرداری این جایگاه را که الان به حدود ٣٠٠جایگاه رسیده در مناطق مختلف کلان‌شهر تهران ایجاد کرد به این نیت که مردم از لوکس‌فروشی‌ها‌، گران خرید نکنند و بازار از تولید به مصرف باشد، اما الان تولیدکننده‌ها کجا هستند؟ طبق قانون باید تولیدکننده‌ها در این میادین باشند تا مصرف‌کننده به‌صورت مستقیم با آنها ارتباط داشته باشند. اما الان غرفه‌ها در اختیار دلال‌هاست و سازمان میادین زیر دست شهرداری است. شهرداری هم قطعا از این درآمدها منتفع است. از ترازویی که باید فروخته شود تا جعبه‌ای که از میادین خارج می‌شود، محاسبه می‌شود و افرادی که آنجا هستند مشخص‌اند و هیچ‌کدام آنها به نسبت اکثریت تولیدکننده نیستند. ساختاری که در آن تولیدکننده بتواند برای عرضه محصول خود اقدام کند تشکیلاتی است که باید ساماندهی و حمایت شود و تعاونی‌ها باید حضور داشته باشند تا ساختار درستی داشته باشیم.

با توجه به اینکه در برخی از محصولات کشاورزی تاحدودی خودکفا هستیم، آیا واردات محصولات کشاورزی با درنظرگرفتن تولید کشور انجام می‏گیرد؟
باید ساختار بازار واردات را با ایجاد یک سیاست حمایتی و برنامه‌ریزی‌شده کنترل کنیم و نیاز واقعی جامعه به واردات را ارزیابی کنیم. به همین دلیل طرح انتزاع در وزارت جهاد کشاورزی صورت گرفته و از وزارت صنعت و معدن و تجارت منتزع شده، چون آنها بازرگانی فکر می‌کنند، اما وزارت جهاد کشاورزی به‏عنوان متولی به تولید واقعی فکر می‌کند. براین اساس این وزارتخانه باید آمار درست داشته و کمبودها را درست محاسبه کند و نیاز واقعی جامعه را به بازار تزریق کند. عوارض واردات فقط اشباع بازار نیست، بلکه آفات نباتی‌ است که سال‌ها با آن مبارزه کردیم و عوارض نباتی را از میان برداشتیم، اما بعد از چند سال شاهد حضور و بروز آن بوده‌ایم که میلیاردها ضرر ساختاری به جامعه تولیدی زده است. بنابراین با واردات موافق هستم در صورتی که عوارض بعد از واردات را محاسبه کنیم. دوم اینکه نیاز واقعی خودمان را بررسی کنیم و به اندازه نیازمان وارد کنیم.

در حال حاضر نیازمان چقدر است؟
متغیر است. یک سال در گندم خودکفا شدیم، ولی شش میلیون تن جو وارد کردیم و سال بعد هفت میلیون تن گندم وارد کردیم. اینها نکاتی بوده که نتوانستیم برنامه‌ریزی واردات را ساماندهی کنیم. محصولات کشاورزی دو دسته‌اند که یکی از آنها محصولات استراتژیک است و دولت باید روی آن حساسیت داشته باشد، توانمندی‌های تولید در آن محصول را متوجه شود و نسبت به نیاز واقعی به موقع واردات انجام دهد. در برخی مواقع واردات صورت گرفته، اما در زمان خودش تأمین نیاز انجام نشده و در زمانی به علت داده‌های اشتباه، این واردات صورت گرفته و مجبور شده‌اند محصولات بین‌المللی را ٢٠ درصد ‌گران خریداری کنند.

 طبق آخرین بررسی، شب عید چقدر و کدام محصول را وارد کرده‌ایم؟
نمی‌توانم به‌درستی بگویم؛ چون جدول آماری مربوط به گذشته بوده و آماری به‌صورت رسمی که بانک مرکزی تأییدش کند، هنوز به دست نیامده است. ما گزارشات خودمان را از استان‌های مختلف می‌گیریم و باید با وزارت جهاد کشاورزی بررسی کنیم تا آمار را به دست بیاوریم. در بیشتر محصولاتی که فصلی بوده در مسائل باغبانی، دام و طیور واردات داشته‌‌ایم؛ مثلا در بحث میوه نیازی به واردات سیب و مرکبات نداشتیم، اما متأسفانه به‌صورت مرزی وارد کرده‌اند؛ یعنی به‌صورت اختیاری که پیله‌وری در مرز داشته است. پیله‌وری‌ها موظف‌اند اگر نیازی را در منطقه خودشان احساس کنند، فقط در همان منطقه توزیع کنند، ولی متأسفانه بخشی از آن به‌دلیل نظارت‌نداشتن، در مناطق دیگر توزیع شده است.

 شما اشاره کردید واردات برخی از محصولات ضروری نبوده است. در کدام کالاها این اتفاق افتاده است؟
ما یک فرهنگ مصرف محصولات کشاورزی داریم که باید براساس آن عمل می‌کردیم؛ برای مثال ما بهترین سیب دنیا را داریم، اما با واردکردن سیب ترش فرانسوی ذائقه مردم را تغییر داده‌ایم. می‌توانیم «واریاته» آن سیب را در داخل تولید کنیم. با توجه به اقلیمی که داریم توانمندی تولید انواع محصول را هم داریم و نیازی نیست این محصولات را وارد کنیم، اما در ارتباط با محصولات استراتژیک قطعا باید واردات داشته باشیم؛ چون پتانسیل تولید محدودی داریم و وظیفه دولت است که آن کالا را تأمین کند. اگر بخواهیم صادقانه بگوییم در دولت یازدهم، وزارت جهاد کشاورزی روی واردات بازنگری کرده است. در حال حاضر موز را وارد می‌کنیم، چون نمی‌توانیم نیازمان را تأمین کنیم و موز تولیدشده ما قابل رقابت با خارج از کشور نیست و به صرفه است که واردات انبوه داشته باشیم تا مصرف‌کننده بتواند ارزان از این محصول استفاده کند. می‌توانستیم شب عید کالای جایگزین داشته باشیم، مانند کیوی که می‌توانستیم در بازار ارزان‌تر عرضه کنیم تا مردم به جای استفاده از بعضی محصولات لوکس مانند انگور از این محصول استفاده کنند. الان به تعادل منطقی نزدیک می‌شویم و عکس‌العمل‌هایی که خانه کشاورز دراین‌باره انجام داده مؤثر واقع شده است.

 در دولت گذشته واردات محصولات کشاورزی افزایش چشمگیری داشت، آیا این روند در دولت کنونی ادامه داشته یا اصلاح شده است؟
این روند اصلاح شده است؛ برای مثال واردات در محصولاتی که باغبانی یا واردات بی‌رویه شکر، در محصولاتی که دامداری‌ها نیاز دارند و ذرت‌هایی که برای مصرف دام و طیور وارد می‌شد، اصلاحاتی انجام شده و به این ترتیب اکنون وزارت جهاد کشاورزی اقدام به خرید ذرت کرده و آن را در اختیار تولیدکنندگان قرار می‌دهد و این‌گونه ساختار تولید در حال شکل‌گیری است و ساختار موازنه تولید با مصرف هم ساماندهی می‌شود.

اگر با همین روند و با سرمایه‌گذاری درست بتوانیم نیاز واقعی جامعه را ارزیابی کنیم و مشکلاتی که در گذشته به علت بی‌توجهی نسبت به واردات صورت گرفته را حل کنیم، می‌توانیم به اندازه نیاز مصرف، واردات داشته باشیم. باید در نظر داشت که نمی‌توانیم نیاز به واردات را منکر شویم چون هیچ کشوری نمی‌تواند به همه محصولات دست پیدا کند و به خودکفایی برسد.

آیا تخمینی در زمینه میزان قاچاق محصولات کشاورزی وجود دارد؟
خیر، آمار مشخصی وجود ندارد. واردات بی‌رویه، به همراه قاچاق بسیاری از محصولات کشور را دچار مشکل کرده است. به‌عنوان مثال چای در در استان‌های مازندران و گیلان تولید می‌شود؛ اما چرا روزبه‌روز باغات چای ما از بین رفته؟ چون با واردات بی‌رویه، محصول چایمان را نابود کردیم. درصورتی‌که باید در این بخش سرمایه‌گذاری می‌کردیم و پتانسیل‌های تولیدی که وجود داشته به ویلاسازی تبدیل نمی‌شد تا بتوانیم از این تولید باارزش در داخل استفاده کنیم. اکنون باغات چای از ٧٠‏ هزار هکتار به حدود ٣٥‏ هزار هکتار رسیده که بزرگ‌ترین ضربه‌ای بوده که به این بخش زده؛ چون نتوانستیم از تولیدمان حمایت کنیم. چای ایرانی بسیار مرغوب‌تر از چای خارجی است؛ چون رنگ و اسانس ندارد و باید این جایگاه را برای مصرف‌کنندگان روشن و بخش تولید را حمایت کنیم، اما متأسفانه بنرهای مختلف می‌زنیم و چای خارجی را تبلیغ می‌کنیم. وظیفه دولت حمایت از تولید داخل است که در گذشته این کار انجام نشده است.

 

اکنون میزان برنج مصرفی در کشور حدود دومیلیون‌و ٦٠٠ هزار تن بوده که یک‌میلیون‌و ٨٠٠ هزار تن آن را در داخل تولید می‌کنیم. بنابراین باید به اندازه کمبودمان واردات داشته باشیم تا مزارع برنج‌کاری‌مان را سرپا نگه داریم. چون تولید برای تولیدکننده یک شغل است. باید این محاسبه را داشته باشیم که برای ایجاد هر شغل ٧٠ میلیون تومان سرمایه‌گذاری نیاز است و اگر این مبلغ را در بخش تولید تزریق کنیم بهتر از یارانه‌هایی است که به مردم می‌دهیم. باید به اندازه مصرفمان، نیاز واقعی را وارد کنیم.

 گفته‌های شما این ظن را به وجود می‌آورد که واردات اغلب از مجاری رسمی بوده که به تولید صدمه زده است... .
بسیاری از واردات به‌صورت قاچاق بوده و نمی‌توان عدد و رقمی برای آن مشخص کرد، به این دلیل که کیفیت محصولات وارداتی باید از طریق سازمان استاندارد سنجیده شود و وزارت صنعت، معدن و تجارت مجوز واردات را صادر کند. مجوزی که شش ماه اعتبار دارد و شش ماه دیگر قابل‌تمدید است. مشخص هم نمی‌شود چه میزان باید الان وارد شود و چقدر بعدا وارد خواهد شد. این یک ایراد است. بنابراین نمی‌توانیم کالاهای قاچاق را آمارگیری کنیم. چون زمانی کالایی به‏عنوان قاچاق اعلام می‌شود که به‏صورت غیررسمی وارد شود. درصورتی‏که واردات باید طبق قانون از طریق گمرکات کشور وارد شوند. چون در این محاسبه نتوانستیم جواب بگیریم، ارائه آمار یا هر آماری اشتباه خواهد بود.


یعنی حدس شما این است که واردات رسمی بوده؟
قطعا بوده. دولت عنوان می‌کند من این کار را نکردم اما وقتی واردات صورت گرفته، قطعا از یکی از مبادی مشخص که گمرکات کشور است، انجام شده است.

 میوه‌های وارداتی هستند که اشکال عجیبی دارند و ما حتی نامشان را هم نمی‌دانیم. اینها چطور وارد می‌شوند؟
این یکی از مسائلی است که سؤال ایجاد می‌کند. میوه‌هایی هستند که متعلق به کشورهای حاره هستند و من خودم یکی از این میوه‌ها را (پشن فروت) در تنکابن تولید کرده‌ام. این میوه به علت اقلیمی که داریم، خیلی هم خوب عمل می‌آید. این میوه به رنگ قهوه‌ای و نصف کیوی است، ولی داخلش طعم توت‌فرنگی دارد. یکی از گران‌ترین میوه‌هاست. یا میوه‌های دیگر که در بازار بهجت‌آباد و تجریش دیده می‌شود که ممکن است تولید داخل باشند، اما بسیاری از آنها از خارج کشور وارد می‌شوند. به‌هرحال، میوه‌های لوکس و عجیب‌وغریب مشخص نیست که وارداتی است یا نه.

 مخاطبان این محصولات هم صرفا طبقات مرفه هستند؟
قطعا، چون کسی یک میوه را به قیمت کیلویی ٣٠‏هزار تومان نمی‌خرد که امتحان کند و ببیند این میوه چه طعمی دارد. اما قطعا اگر مصرف بازار باشد، واردات هم صورت می‌گیرد، مثلا آناناس وارداتی است و در داخل تولید نمی‌شود، اما چون مردم از آن استقبال می‌کنند و عوارض نباتی ندارد، واردات آن اشکالی ندارد.

 چطور واردات سبب عوارض نباتی می‌شود؟
وقتی یک میوه آلودگی نباتی دارد، مثل جارو جادوگر یا مگس مدیترانه‌ای وقتی وارد کشور می‌شود، روی کالاهای تولیدی ما آلودگی ایجاد می‌کند و به باغات منتقل می‌شود؛ وقتی در انبارها این میوه‌ها را نگه می‌داریم آثار و عوارض آن می‌تواند به باغات منتقل شود. مثلا آفت جارو جادوگر که در استان هرمزگان بیش از ٣٠٠‏هزار درخت لیموترش را آلوده و خشک کرده است. اینها نکاتی است که باید در حفظ نباتات به آنها توجه و از این حیطه حراست کنیم.

 کدام‌یک از محصولات کشاورزی مافیای واردات دارند؟
نامش را مافیا نگذاریم. مثلا موز را چه کسانی وارد می‌کنند؟

 شاید بهتر باشد بگوییم انحصاری وارد می‌کنند.
اتفاقا موز تنها محصولی است که وارداتش قابل‌کنترل است، اما امسال موزی که باید ٣٦٠‏تومان فروخته می‌شد، تا پنج هزار تومان هم فروخته شد. اگر در هر کیلو این تفاوت قیمت را محاسبه کنید، یک رقم غیرقابل تصور است. یا تفاوت قیمت تمام‌شده تولیدکننده و مصرف را اگر محاسبه کنید حداقل در هر کیلو دو هزار تومان تفاوت وجود دارد. تولیدکننده تمام مشکلات و تورم را تحمل می‌کند، اما وقتی می‌خواهد قیمت خودش را عرضه کند با هزار علامت سؤال مواجه می‌شود، چون نیاز دارد وامی را که گرفته، پرداخت کند. تولیدکننده کاری جز تولید نمی‌داند، در نتیجه در این بین تنها اوست که متضرر می‌شود.

 طبق آمار گفته‌شده ١٠درصد از جامعه کشاورزان کم شده است. این خبر چقدر می‌تواند بر کشاورزی در کشور مؤثر باشد؟
کاملا درست است. وقتی در بخش کشاورزی رشد سرمایه‌گذاری منفی داریم؛ یعنی کشاورزی ما در حال افول است. به این دلیل که هزینه‌هایی که بر جامعه تولید تحمیل می‌شود روزبه‌روز افزایش می‌یابد و حمایت‌های ما که باید در بخش کشاورزی صورت بگیرد، انجام نمی‌شود. از بانک کشاورزی که مختص این کار است تا جاهای دیگر، باید در این مسئله یک کارشناسی درست داشته باشیم که چرا سرمایه‌گذاری در بخش کشاورزی رشد منفی داشته؟ در طول ١٠ سال گذشته به مراتب این مسئله بیشتر بوده و همین‌طور این روند ادامه دارد، چون تولیدات کشاورزی ما اختصاصی نیست؛ به این دلیل که حمایت‌ها و سرمایه‌گذاری‌های لازم صورت نگرفته و در عوض تورم روزبه‌روز بیشتر شده. هزینه‌های تورم را باید در بخش تولید اندازه‏گیری و با برنامه‏ریزی مشخص کرد که از چه طریق می‌توان هزینه‌های تورمی را در بخش تولید جبران کرد. برای اینکه تولید پایدار داشته باشیم باید ساختار بازار و هزینه‌های تولید را براساس یک کارشناسی درست بررسی کنیم، در غیراین صورت ممکن است مزیت‌های خود را از دست بدهیم.

 پس ١٠درصد را تأیید می‌کنید؟
تأیید نمی‌کنم، اما تکذیب هم نمی‌کنم.

 خانه کشاورز بخش میوه و باغ‌ها را در نظر می‌گیرد یا شامل بخش مرغ و ماهی هم می‌شود؟
اتفاقا سؤال خوبی است و خیلی‌ها این اشتباه را دارند. عده‌ای می‌گویند کشاورزی و دامپروری. دامپروری خودش کشاورزی است. طبق قانون اساسی هر چیزی که با آب و خاک در ارتباط باشد کشاورزی تلقی می‌شود؛ محیط‌زیست، تولیدات درختی، درختکاری. دام و طیور جزء زنجیره کشاورزی است؛ بنابراین کشاورزی در اصل همان چیزی است که قانون اساسی گفته و کشاورزان همه می‌دانند که خانه کشاورز جایگاه حمایتی همه کشاورزان است. در خانه کشاورز اتحادیه‌های تعاونی سراسری دامداران، مرغداران، پنبه‌کاران و صنایع تبدیلی همه جزء گروه‌هایی هستند که در شورای مرکزی خانه کشاورز نماینده دارند و خانه کشاورز به‏عنوان دید‌ه‌بان حقوق جامعه کشاورزی را رصد می‌کند.

 اگر به سلامت محصولات بپردازیم، خواهیم دید که میزان کود و سمی که کشاورزان استفاده می‌کنند گاهی بیش از حد ضروری است. آیا این امر می‌تواند بر سلامت افراد تأثیر بگذارد؟
این سؤال مهمی است که آیا محصولات کشاورزی سالم تولید می‌شوند یا نه. درست است که ما می‌گوییم ما کشاورزان به‌دلیل عدم اطلاع؛ اما آنهایی که ما را به افزایش کود، افزایش سم یا موارد دیگر متهم می‌کنند، آیا کود درستی به ما تحویل داده‌اند. در سال‌های گذشته اکثریت کارخانه‌ها به جای کود، خاک تحویل داده‌اند. یعنی کودی که در اختیارشان قرار داده می‌شود، ٥٠ درصدش خاک است. کشاورز هم وقتی می‌بیند افزایش مصرف کود نتیجه نداشته، درواقع به مزارع خودش خاک پاشیده. نمی‌توانم درمورد همه کارخانه‌ها این اتهام را به کار ببرم. اما در ارتباط با این جریان اگر بخواهیم ارزش‌یابی کنیم، باید ببینیم ارزش کارخانه‌های تولید کود چقدر بوده است؟

کارخانه‌های تولید کود دولتی هستند یا رقابتی؟
الان بخش خصوصی وارد بخش تولید کود شده. بعضی کودها وارداتی هستند. باید ببینیم کود وارداتی کیفیت خوب داشته یا نه. مؤسسات استاندارد این را تأیید نمی‌کنند؛ کمااینکه وزارت جهاد کشاورزی برای باکیفیت‌کردن کود اقدام کرده. معاونت زراعت وزارت جهاد کشاورزی هم اقدام کرده. الان بسیاری از کارخانه‌های تولید کود آلی و شیمیایی زیر بوته آزمایش این مؤسسه هستند. سیاست‌های نظارتی اعمال شده و امیدواریم این اتهام از روی تولیدکننده کشاورز برداشته شود و یک فرمولاسیون درست در اختیار ما قرار دهند و بگویند زمین برنج‌کاری را با فلان کیفیت کود به عمل بیاورید. باید تولیدکننده‌ای باشیم که بهره‌وری‌مان را بالا ببریم. پس باید کیفیت زمین‌ها را بالا ببریم که بتوانیم هزینه سربار را کاهش داده و تولید ارزش‌افزوده کنیم.

 آیا استفاده از آب فاضلاب برای محصولات کشاورزی صحت دارد؟
بله، در گذشته این کار صورت گرفته و وزارت بهداشت و جهاد کشاورزی جلوی این کار را گرفتند. البته نمی‌توانیم حکم کلی دهیم که این کار دیگر صورت نمی‌گیرد. ممکن است در جاهایی استفاده شود اما سیاست تولید غذای سالم در دستور کار وزارت بهداشت و دولت است و وزارت جهاد کشاورزی روی این مسئله حساس است و امیدواریم سیاست نظارتی به‌گونه‌ای باشد که این موقعیت حفظ شود.

 بحث واکس میوه به کجا رسید؟
در گذشته واکس‌هایی استفاده می‌شد که از کشورهای اروپایی وارد شده بود و چون مبادی ورودی این واکس تحت‌کنترل مؤسسه استاندارد نبود، صحت و سقم آن نمی‌توانست موردتأیید قرار بگیرد. اما می‌دیدیم که واکس وارداتی میوه‌ها را دفرمه می‌کند مخصوصا واکس‌هایی که از چین آمده بود اثرات سوئی در شکل محصول داشت. واکس ممکن بود اثرات شیمیایی داشته باشد. به این خاطر تولیدکنندگان داخل واکسی را تعریف کردند که خوراکی است و مواد اولیه‌اش از ترکیبات خوراکی است. البته من در جایگاه پاسخ‌گویی نیستم و می‌توانم مرکزی را به شما معرفی کنم که پاسخ‌گو باشند.

پس واکس مورداستفاده کنونی آسیب‌زا نیست؟
خیر، آسیب‏زا نیست و تحت‌کنترل است.


  اخبار اجتماعی  -  شرق 


ادامه مطلب
[ ] [ ] [ ahwaz110chat ]

اخبار,اخبار اجتماعی ,درمان ناباروری

وی گفت: با توجه به این نکته، وظیفۀ دولت در زمینۀ حمایت از زوج­های نابارور و نیز تلاش برای توسعۀ پژوهش و درمان ناباروری و علوم تولید مثل اهمیتی مضاعف می­‌یابد و به نظر می‌­رسد باید بخشی از تلاشها برای تحقق سیاستهای کلی جمعیت و برنامه کنترل و کاهش طلاق به توسعه و تسهیل درمان ناباروری اختصاص یابد.

معاون امور زنان و خانواده ریاست جمهوری تاکید کرد: فشار روانی و اجتماعی ناباروری بر خانواده‌های نابارور، به ویژه زنان است و در فرهنگ ما همواره مسئولیت ناباروری متوجه زنان بوده است.

به گزارش ایسنا، شهیندخت مولاوردی در کنگره بین المللی تولید مثل و اولین جشنواره برترین‌های حوزه تولید مثل ضمن اشاره به آیه 11 سوره شوری افزود: در دین مبین اسلام، یکی از مهم­ترین فلسفه­‌های ازدواج، بقا و تداوم نسل است و در آیات و روایات بسیاری به فرزندآوری توصیه شده است. در فرهنگ ایرانی نیز تولید مثل و فرزندآوری جایگاهی ویژه دارد و گویی میل انسان به جاودانگی با داشتن فرزند محقق می­‌شود. در سال­های اخیر به دلایل متعدد، از جمله تحولات اجتماعی و اقتصادی و نیز سیاست­های جمعیتی سابق با کاهش نرخ فرزندآوری در کشور مواجه هستیم که این موضوع، به گفتۀ جمعیت ­شناسان و متخصصان علوم اجتماعی، می‌­تواند زمینه ­ساز بروز بحران­های جمعیتی و اجتماعی در آینده باشد.

وی ادامه داد: کاهش نرخ تولید مثل در کشور دو آسیب عمده را به­ دنبال دارد. از نظر جمعیتی، بحران سالخوردگی کشور را تهدید می­‌کند و ادامۀ این روند، جمعیت جوان و شاداب ایران را به جمعیتی کهنسال و آسیب‌­پذیرتبدیل خواهد کرد. جمعیتی که نیروی کار مولد و مؤثر ندارد و این وضعیت برای کشوری در حال توسعه به معنی از دست دادن آینده و رشد و شکوفایی است. از نظر اجتماعی نیز، تاخیر در ازدواج و عدم تمایل به فرزند آوری، بنیان خانواده را سست و جدایی را آسان می‌کند. متأسفانه جامعۀ ما نیز با این دو آسیب اجتماعی به شدت درگیر است. میانگین سن ازدواج بالا رفته است و آمارهایی بسیار نگران­ کننده از رشد طلاق در جامعه منتشر می‌­شود.

وی ضمن ریشه یابی علل کاهش نرخ رشد جمعیت ادامه داد: باید توجه داشت که کاهش نرخ رشد جمعیت بیشتر ریشه در وضعیت اقتصادی و اجتماعی دارد و تنها با وضع قوانین و با دستور و بخشنامه نمی­‌توان خانواده‌­ها و بویژه زوج های جوان را وادار به فرزندآوری کرد. الزامات معاش و تغییر نقش و کارکرد زن و مرد در جامعه مسائلی است که باید در سیاست­گذاری­های جمعیتی مورد توجه قرار گیرد و بدون توجه به این متغیرها نمی‌­توانیم منتظر تغییر در تمایل خانواده­‌ها به فرزندآوری باشیم.

مولاوردی به تبیین اقدامات دولت پرداخت و گفت: دولت یازدهم نیز به­ طور جدی این دغدغه­‌ها را پی می‌­گیرد و تلاش دارد تا کشور را در برابر این دو بحران محافظت کند. اجرای سیاستهای کلی جمعیت و طرح تحول نظام سلامت یکی از این اقدامات است که در دستور کار دولت قرار دارد. هم چنین تدوین برنامه کنترل و کاهش طلاق مورد توجه شورای عالی انقلاب فرهنگی قرار گرفته است.

وی ادامه داد: در سال­های اخیر در میان علل عمدۀ طلاق در کشور به مسئله­­‌ای اشاره شده است که ضرورت و اهمیت علوم و فناوری­های تولید مثل در کشور را برجسته می­‌سازد. در واقع می­‌توان گفت که اگرچه بخشی از جامعه تمایل به فرزندآوری را از دست داده است و ما موظف به ترغیب این بخش با استفاده از سازوکارهای هدفمند حمایتی و تشویقی هستیم، بخش دیگری از خانواده­ها به دلیل ناباروری و نداشتن فرزند ازهم می‌­پاشند.

وی گفت: با توجه به این نکته، وظیفۀ دولت در زمینۀ حمایت از زوج­های نابارور و نیز تلاش برای توسعۀ پژوهش و درمان ناباروری و علوم تولید مثل اهمیتی مضاعف می­‌یابد و به نظر می‌­رسد باید بخشی از تلاشها برای تحقق سیاستهای کلی جمعیت و برنامه کنترل و کاهش طلاق به توسعه و تسهیل درمان ناباروری اختصاص یابد.

مولاوردی یادآورشد: حدود 20 درصد از زوج­‌های جامعه نابارورند و این بدان معناست که ما با بخش بزرگی از خانواده­‌ها مواجه‌­ هستیم که دغدغۀ داشتن فرزند دارند و برای رفع مشکل ناباروری خود نیازمند حمایتند. حمایت از بیماران نابارور به شکل­های گوناگون قابل انجام است؛ از یک سو، هزینه‌­های درمان ناباروری گران است و دولت می­‌تواند با همکاری وزارت بهداشت و سازمان تأمین اجتماعی به کمک زوج­های نابارور بیاید و با تحت پوشش بیمه قراردادن بخشی از هزینه های درمان این زوج‌­ها را یاری نماید.

وی گفت: «اختصاص تسهیلات مناسب برای مادران بویژه در دوره بارداری و شیردهی و پوشش بیمه‌ای هزینه‌های زایمان و درمان ناباروری مردان و زنان و تقویت نهادها و مؤسسات حمایتی ذی‌ربط » یکی از مواردی است که در سیاستهای کلی جمعیت مورد توجه قرار گرفته است.

وی ادامه داد: از سوی دیگر، اگرچه ایران بویژه در دو دهه اخیر در زمینۀ فناوری­‌های نوین کمک­ باروری جایگاهی ویژه در منطقه دارد و در زمینۀ احکام شرعی مربوط به استفاده از این فناوری نیز، نسبت به دیگر کشورهای مسلمان، بسیار پیشرو بوده است و بسیاری از مراجع عظام حکم به جواز استفاده از این فناوری­ها داده‌­اند، اما هنوز در زمینۀ تقنین و اجرا با مشکلاتی مواجه­‌ایم. سازوکارهای قانونی حمایت از روش­های نوین درمان ناباروری، مانند رحم جایگزین و اهدای جنین و گامت هنوز با خلاء­های بسیاری روبه­‌روست و دولت می‌­تواند با همکاری دیگر قوا در زمینۀ رفع این مشکل نیزگام بردارد تا بیماران نابارور بتوانند با امنیت خاطر از روش­های درمان ناباروری بهره گیرند.

وی به ارتباط این موضوع با وظایف معاونت امور زنان و خانواده ریاست جمهوری اشاره کرد و گفت: نکتۀ دیگر در بحث تولید مثل که به­ طور مستقیم با وظایف معاونت امور زنان و خانواده ریاست جمهوری مرتبط است، فشار روانی و اجتماعی ناباروری بر خانواده­ های نابارور، به­ ویژه زنان است. در فرهنگ ما همواره مسئولیت ناباروری متوجه زنان بوده است. زنان "نازا" خوانده می ­شدند و حتی به ­رغم پیشرفت­های علمی و مشخص­ شدن نقش مساوی مردان در بروز ناباروری، باز هم این زنان هستند که بار این مشکل را به دوش می­ کشند و زنان باید به دنبال درمانِ خود بروند وبررسی­ های تشخیصی و درمانی، به غلط، بر زنان متمرکز است.

معاون رییس جمهور ادامه داد: حتی در صورت نابارور بودن مرد، زنان باید برای حفظ خانواده و وجهۀ همسر خود، مسئولیت ناباروری را بپذیرند و بار روانی و اجتماعی سنگین این استیگما را تحمل کنند. به نظر می­ رسد باید در این زمینه اقداماتی مؤثر صورت گیرد و آگاهی عمومی دربارۀ نقش برابر زن و مرد در بروز ناباروری ارتقاء یابد، از مشکل ناباروری برچسب ­زدایی شود و بیاموزیم که ناباروری یک بیماری است، همانند دیگر بیماری­ها که خوشبختانه امروزه با پیشرفت های سریع و گوناگون در عرصه های مختلف علوم زیستی و حوزه ژنتیک کاملا قابل درمان است و ناباروری زن و مرد به ­معنای نفیِ هویت جنسی و اجتماعی ایشان نیست.

مولاوردی ضمن اشاره به سیاستهای کلی جمعیت گفت: پیرو ابلاغ سیاستهای کلی جمعیت این معاونت در اجرای بند« رفع موانع ازدواج، تسهیل و ترویج تشکیل خانواده و افزایش فرزند،کاهش سن ازدواج و حمایت از زوج های جوان و توانمندسازی آنان در تامین هزینه های زندگی و تربیت نسل صالح و کارآمد» جزو دستگاههای همکار سازمان مدیریت و برنامه ریزی قرار گرفته است.

وی گفت: نظر به آنکه مسایل جمعیتی به سرعت در حال تغییرند. بنابراین برای پاسخ به نیازهای جمعیتی به سیاستهای جامع و انعطاف پذیر نیازمندیم، همانطور که بسیاری از کشورها مشغول بازبینی سیاستهای جمعیتی خود هستند.

مولاوردی افزود: یکی از راهکارهای واقع بینانه مورد توجه سیاستهای کلی ابلاغی برای افزایش جمعیت درمان ناباروری است که می تواند در کنار سایر راهکارها به تحقق اهداف مورد نظر بیانجامد. به این موضوع در جریان سفر استانی هیات دولت به استان آذربایجان شرقی و در بازدید از مرکز درمان ناباروری و تحقیقات سلولهای بنیادی جهاد دانشگاهی استان نیز اشاره کردم.

معاون رییس جمهور گفت: بی تردید هدف از بازبینی سیاستها صرفا افزایش کمی جمعیت نیست که نتیجه ای جز افزایش جمعیت کیفری زندانها و جمعیت ناکارآمد نخواهد داشت .در این مسیر توسعه و تقویت نظام تأمین اجتماعی، خدمات بهداشتی و درمانی و مراقبت های پزشکی در جهت سلامت باروری و فرزندآوری، ارتقای امید به زندگی، تامین سلامت و تغذیه سالم جمعیت و پیشگیری از آسیبهای اجتماعی بویژه اعتیاد، سوانح، آلودگی های زیست محیطی و بیماری ها، توانمند سازی جمعیت در سن کار با فرهنگ سازی و اصلاح، تقویت و سازگار کردن نظامات تربیتی و آموزش‌های عمومی، کارآفرینی، فنی حرفه‌ای و تخصصی با نیازهای جامعه و استعدادها و علایق آنان در جهت ایجاد اشتغال مؤثر و مولّد، از جمله راهکارهای دیگری است که به درستی مورد توجه سیاستهای کلی جمعیت قرار گرفته است و اجرای درست آن با هماهنگی بین بخشی و عزمی ملی به پویایی جمعیت و کارآمدی آن می انجامد.

بر اساس گزارش سایت معاونت امور زنان، وی در پایان تأکید کرد: نکته آخر آنکه تنها با مشارکت برابر و فعال زنان است که می توان تحقق همه این سیاستها و توسعه ای متوازن ، همه جانبه و درون زا را تضمین کرد. چشم بستن بر این واقعیت انکارناپذیر، محروم کردن کشور از نیمی از سرمایه انسانی خود است که جفایی بزرگ در حق این کشور رو به رشد و توسعه و نسل آینده است که تاریخ آن را بر ما نخواهد بخشید.

 

اخبار اجتماعی  - ایسنا

 


ادامه مطلب
[ ] [ ] [ ahwaz110chat ]

عکس سوم نیز تصویری از این مدل خودرو را در یکی از شهرهای اروپایی، از زاویه‌ای دیگر نشان می‌دهد.

تصاویر زیر، یک دستگاه خودروی بی‌ام‌و مدل i8 را نشان می‌دهد که ادعا شده در گمرک بندرعباس است.

مشرق‌نیوز با انتشار این عکس‌ها مدعی شده است که این خودروی خاص، به علت نایاب بودن، در بازار ایران بیش از سه میلیارد قیمت‌گذاری شده است.

عکس سوم نیز تصویری از این مدل خودرو را در یکی از شهرهای اروپایی، از زاویه‌ای دیگر نشان می‌دهد.

 

اخبار,اخبار اقتصادی ,گمرک

 

اخبار,اخبار اقتصادی ,گمرک

 

اخبار,اخبار اقتصادی ,گمرک

 

اخبار اقتصادی - مشرق‌نیوز

 


ادامه مطلب
[ ] [ ] [ ahwaz110chat ]

اخبار,اخبار اقتصادی ,اقتصاد ایران

صنعت گردشگری یکی از 10 جاذبه برتر سرمایه‌گذاری در ایران برای سرمایه‌گذاران است آلودگی هوا مسئله بزرگی در ایران است كه شركت‌هاي نروژي مي‌توانند در اين زمينه سرمايه‌گذاري كنند تعداد تصادفات بسیار زیاد است. موتورسیکلت‌ها عامل شمار بالایی از تصادفات هستند و تلفات جاده ای بالاست یکی از مشکل‌های رانندگی در شهرهای ایران به‌خصوص تهران این است که بارها دیده‌ام موتورسیکلت‌ها بدون توجه به قانون کلاه ایمنی خود را به فرمان موتور آویزان کرده و رانندگی می‌کنند ايران در حال تهیه قراردادهای جدید نفتی برای شرکت‌های خارجی است که به نظر مي‌رسد در کنفرانس نفتی که قرار است در ماه سپتامبر در لندن برگزار شود رونمایی شود

با توجه به روند مثبت مذاکرات هسته‌ای و افزایش امیدهای بازگشت دوباره ایران به جامعه جهانی اكنون افق‌های تازه سیاسی و اقتصادی در ایران‌زمین نمایان شده است و هیات‌های تجاری مختلف با دیدگاه‌های متفاوت یک به یک وارد سرزمینی پر از امتیاز و امکانات می‌شوند تا هریک بتوانند سهمي‌مناسب و تعاملی برد برد از اقتصاد رو به رشد ایران برای خود مشخص کنند.  با توجه به پیشینه مراودات اقتصادی میان دو کشورايران و نروژ و جهت ارزیابی افق‌های پیش‌رو مصاحبه‌ای اختصاصی با  خانم اودلیسهنورهایمAud Lise Norheim سفیر نروژدرایران در دفترکارش در تهران انجام شد که مطالعه آن بدون تردیدخالی از لطف نیست.اودلیسه نورهایم ، سفير كشور نروژ در تهران با گشاده رويي به پرسش هاي ما  درباره این مدت اقامت خود و روابط دو كشور پاسخ گفت. 


  چه مدت در ایران اقامت دارید و تجربه این مدت را برایمان بگویید.
کمي‌بیشتر از 7 ماه است که به ایران آمده ام ولی به نظرم هم بیشتر و هم کمتر مي‌آید. این زمان به سرعت گذشته و تجارب زیادی در این مدت کسب کرده‌ام. نظر من در مورد ایران در این ماه‌های ابتدای اقامتم بسیار مثبت است. آنچه که مرا بیش از همه تحت تاثیر قرار داد پتانسیل زنان ایرانی در جامعه است. من به استعداد و توانمندی‌های زن ایرانی  باور دارم و امیدوارم این استعدادها بیشتر در بازار کار مورد استفاده قرار بگیرند.  


  به بانوان ایرانی اشاره کردید، لطفا در این زمینه بیشتر توضیح دهید.
آنچه که من مشاهده مي‌کنم این است که دختران اکثریت دانشجویان دانشگاه‌ها را تشکیل مي‌دهند.حضور زنان ایرانی در بازار کار البته از خیلی از کشورهای دیگر بیشتر است ولی وقتی تعداد دانشجویان و فارغ التحصیلان دختر را با تعداد زنان در بازار کار مقایسه مي‌کنیم شکاف موجود عمیق به نظر مي‌رسد.


مطالعات نشان مي‌دهد و من هم عقیده دارم که در اقتصاد‌های هوشمند سرمایه گذاری روی آموزش زنان   استخدام این نیروی کار را در پی دارد ومشوق‌هایی در اختیار  کارفرماها به منظور استخدام زنان قرار مي‌گیرد .ایران هم مي‌توانداز این سرمایه انسانی بهره برداری بهینه كند.


  درباره مراودات  تجاری ایران و کشور نروژ لطفا اطلاعاتی در اختیار ما قرار دهید.
این مراودات در سال‌های اخیر افت شدیدی داشته است و البته این چالش پیش روست و زمان آن رسیده که همکاری‌های اقتصادی و تجاری بین دو کشور را توسعه دهیم.   


  برنامه‌هایی در این زمینه یعنی بازیابی موقعیت تجاری میان دو کشور را در دست اقدام دارید؟
بله، قطعامااطلاعات مورد نیاز را به شرکت‌های نروژی که علاقه‌مند به آمدن به ایران هستند و همچنین آنهایی که در گذشته در ایران فعال بوده و مایل به بازگشت هستند ارائه مي‌کنیم. من در این زمینه تماس‌هایی با شرکت‌های نروژی دارم. 


در همین زمینه چندی پیش سفری به دوبی داشتم و با شرکت‌های نروژی که در خاورمیانه مستقر هستند در مورد موقعیت کنونی ایران و پتانیسل موجود گفت‌وگو کردم. البته این موضوع در ابعاد زیادی  منوط به نتیجه مذاکرات هسته‌ای ایران با کشورهای 1+5 و روند برداشته شدن تحریم‌هاست که امیدوارم در موعد مقرر نتایج مثبتی از آن حاصل شود و رفته رفته همه چیز در شرایط مناسب و عادی قرار گیرد.


نقش من آگاه کردن شرکت‌های نروژی علاقه‌مند از موقعیت‌ها،قوانین و مقررات و چهارچوب اقتصادی و سیاسی و این‌گونه مسائل است و این شرکت‌های نروژی هستند که تصمیم مي‌گیرند كه با کدام بخش همکاری کنند.


  به عقیده شما کدام بخش‌های تجاری ایران می‌تواند برای حضور سرمایه‌گذاران نروژی مناسب باشد؟
در حال حاضر به‌طور مثال دو طرف ایرانی و نروژی در زمینه شیلات و پرورش آبزیان و ماهی علاقه‌مند به همکاری هستند و البته در بخش نفت و گاز نروژ در گذشته در ایران حضور داشته و فناوری نروژ هم برای طرف مقابل قابل توجه است. 


  همان‌طور که می‌دانیم صنعت نفت ایران متاسفانه درگیر تحریم‌ها شده است بنابراین حضور شرکت‌های نروژی در این صنعت اکنون میسر نیست لطفا در این باره توضیح بدهید؟
به عقیده من تا زمانی که تحریم‌ها وجود دارند این امر امکان پذیر نخواهد بود. از طرفی در حال حاضر ایران در حال تهیه   قراردادهای جدید نفتی برای شرکت‌های خارجی است که به نظر مي‌رسد در کنفرانس نفتی که قرار است  در ماه سپتامبر در لندن برگزار شود رونمایی شود و البته این زمانی مناسب  برای گشایش و اندیشیدن در باره سرمایه گذاری‌های احتمالی خواهد بود.  


  ايران را داراي چه جذابيت هايي براي سرمايه گذاري مي بينيد؟
پاسخ شما مثبت است.  ایران بازار بزرگی با جمعیتی نزدیک به  80 میلیون نفر است، شرکت‌های نروژی که قبلا در ایران بوده اند تجربه خوبی از این همکاری دارند و آنچه من از طرف ایران مي‌شنوم نظر مثبتی نسبت به شرکت‌های نروژی که با آنها همکاری داشته‌اند است. بنابراین من تصور مي‌کنم فضا بین بخش‌های اقتصادی دو کشور مناسب است. 


  عقیده شما درباره حضور رسانه‌ها و کارکرد آنها در شناسایی و معرفی فرصت‌های تجاری چیست؟
باید بگویم که ایران تیتر اول رسانه‌های نروژ نیست همان‌گونه که بسیاری از کشورهای دیگر هم نیستند. مطالبی هم که در مورد ایران منتشر مي‌شود خیلی درباره مناسبات تجاری نیست.  بیشتر درباره شرایط سیاسی ایران و مذاکرات هسته ای است. در مورد امکانات و شرایط اقتصادی تصور مي‌کنم زمانی که شرایط مهیا شود و فضای اقتصادی باز شود رسانه‌های اقتصادی و مالی بیشتر متمایل به نوشتن دراین زمینه خواهند بود ،‌ چون مخاطبان این رسانه‌ها درواقع همان بازار هدف برای ایران است، یعنی تجار و سرمایه‌داران.


  آیا بخش خصوصی نروژ شرایط اقتصادی ایران را بررسی مي‌کند و هیات‌های تجاری به ایران سفر مي‌کنند؟
شرکت‌های نروژی که به دنبال دریافت اطلاعات مورد نیاز در ارتباط و شرایط حضورشان در ایران هستند با سفارت تماس می‌گیرند.


  نظر شما درباره صنعت گردشگری چیست؟ آیا این موضوع می‌تواند درباره ایجاد ارتباط دو کشور مفید باشد خیر؟
به عقیده من پاسخ مثبت است. البته من در یکی از روزنامه‌های اقتصادی خوانده‌ام صنعت گردشگری یکی از 10 جاذبه برتر سرمایه‌گذاری در ایران برای سرمایه‌گذاران است و نباید فراموش کرد گردشگری همانند صنعت نفت به عنوان یکی از صنایع بسیار پردرآمد در سراسر جهان مورد توجه سرمایه‌گذاران قرار گرفته، ایران هم نیازمند سرمایه‌گذاری‌های گسترده در این زمینه است. بنابراین می‌توان شرایط مناسبی را در این صنعت برای سرمایه‌گذاری‌های داخلی و خارجی متصور شد. این در حالی است که همه می‌دانیم حضور تجار و سرمایه‌گذاران در کشورهای دیگر نیازمند گسترش صنعت گردشگری و زیرساخت‌هایش است. بنابراین اگر صنعت هتلداری و زیرساخت‌های گردشگری ایران گسترش یابد، بدون تردید حضور سرمایه‌گذاران هم چه در صنعت گردشگری و چه در صنایع دیگر رونق مناسبی خواهد داشت.


یکی از مناسب‌ترین سرمایه‌گذاری‌ها در زمینه هتلداری و خدمات گردشگری است، چون من خودم تجربه مسافرت در داخل  ایران را دارم، به‌خصوص ایام نوروز و تعطیلات ملی هیچ هتلی ظرفیت خالی برای پذیرایی از خارجی‌ها ندارد، چون گردشگران داخلی همه ظرفیت را اشغال کرده‌اند. پس می‌توان سرمایه‌گذاری در صنعت هتلداری ایران را به عنوان یکی از مناسب‌ترین صنایع در نظر داشت. البته باید دید کدام بخش مورد توجه سرمایه گذاران است  زیر ساخت‌ها و یا خدمات با حفظ همان زیر ساخت‌های موجود .


البته گردشگری پتانسیل زیادی دارد و چالش‌هایی هم. همان‌گونه که اشاره شد با توجه به تجربه نروژ در صنعت نفت فکر مي‌کنم علاقه‌ای به توسعه روابط بین دو کشور در این بخش وجود داردو شرکت‌های نروژی هم خدمات زیادی برای ارائه دارند. هرچند باید اشاره کنم واقعا عقیده شخصی من در این زمینه مهم نیست، بلکه باید دید بخش خصوصی علاقه‌مند به کدام بخش جهت سرمایه‌گذاری است، چون بخش خصوصی فرصت‌ها را به‌خوبی ردیابی خواهد کرد. نقش من در این میان این است که اطلاعات در باره قوانین و مقررات شرایط و چارچوب‌ها در اختیارشرکت‌های علاقه‌مند گذاشته و در نهایت تصمیم گیری با خودشان است.


  همان طور که می‌دانید تولیدات کشاورزی ایران موضوع مناسبی برای صادرات به نروژ است. نظر شما در این زمینه چیست؟
بله، ایران در این زمینه امکانات، شرایط اقلیمي‌ و پتانسیل‌های خوبی در اختیار دارد، اما همان طور که می‌دانید این موارد از استانداردهای خاصی باید برخوردار باشند تا شرایط ورود در کشورهای مختلف را به دست آورند، بنابراین به تکنولوژی و تجهیزات و کیفیت هم  بستگی دارد، به‌خصوص درباره صنایع غذایی و غذاهای فرآوری شده چون این تجارت بسیار حساس و مهم است و قوانین خاصی در این زمینه اجرایی می‌شود. از این رو اگر استانداردهای لازم وجود داشته باشد می‌توان در این زمینه برنامه ریزی کرد. 


  همان طور که می‌دانید اتاق بازرگانی ایران همواره برای ارائه اطلاعات دقیق تجاری و همچنین یافتن فرصت‌های سرمایه‌گذاری با کشورهای خارجی و تجار مقیم آنها در ارتباط است، آیا این سازمان با شما ارتباط دارند؟
بله این ارتباط وجود دارد. و ا‌ن‌شاءا... با نهایی شدن توافق هسته ای تا آخر ماه ژوئن و تاثیر آن بر مناسبات اقتصادی بین دو کشور مناسبات‌مان با اتاق بازرگانی بیشتر و گسترده تر خواهد شد. 


  نظرشما درباره فرصت‌های سرمایه‌گذاری در زمینه انرژی‌های پاک در ایران چیست؟ آیا این بخش می‌تواند برای سرمایه‌گذاران خارجی جذاب باشد؟
به عقیده من قطعا این بخش یکی از بخش‌هایی است که شرکت‌های نروژی مي‌توانند در آن سرمایه کنند چون  آلودگی هوا مسئله بزرگی در ایران است و این نوع انرژی‌های سبز روز به روز بیشتر مورد توجه هستند. ایران در زمینه استفاده از انرژی خورشیدی و با امکانات بسیار مناسبی در اختیار دارد و می‌تواند با استفاده از این دو عامل مقادیر قابل توجهی انرژی به دستاورد و این انرژی را در توسعه اقتصادی و زیرساخت‌های اقتصادی مورد استفاده قرار دهد که البته در لیست 10بخش برتر سرمایه‌گذاری در ایران نیز هست.


  پیش بینی شما درباره آینده صنعت نفت چیست؟
ما باید اطمینان حاصل کنیم که فناوری‌اي را که استفاده مي‌کنیم انرژی پاک تولید کندو خطری برای محیط زیست نباشد. از این منظر من گمان می‌کنم شرکت‌های نروژی فناوری‌های مفیدی را توسعه داده اند که در ایران هم مورد نیاز است. از طرف دیگر ما در نروژ برای تغییر تدریجی ساختار اقتصادی برنامه‌ریزی مي‌کنیم. نروژ و سایر کشورهایی که به شدت وابسته به صنعت نفت هستند با پایین آمدن قیمت نفت—و این کاری است که دولت نروژ برای آن برنامه ریزی می‌کند—به راه‌ها و راهکارهای دیگر برای ساختار‌سازی اقتصادی نگاه مي‌کند. البته ما به اندازه خیلی کشورهای دیگر صادر کننده تحت تاثیر پایین آمدن قیمت نفت قرار نگرفته ایم ولی این چالش در عین حال مي‌تواند به عنوان یک فرصت دیده شود تا سایر بخش‌ها توسعه یابند. 


  خب حالا کمي‌از سفرهای شما بدانیم؛ چند شهر ایران را از نزدیک دیده‌اید؟
تهران، کاشان، کرمان، یزد، شیراز، قم و مشهد و تبریز.


  کدام شهر به نظر شما بهترین بوده است؟
هر شهری جذابیت خاص خود و به عبارتی متاعی برای ارائه به  بازدیدکنندگان دارد. به نظر من همه شهرهایی که دیده‌ام در نوع خودزیبا بوده‌اند. شیراز با وجود مقبره دو شاعر بزرگ ایرانی سعدی و حافظ و همچنین تخت جمشید جاذبه زیادی دارد.زیبایی میدان اصلی شهر اصفهان و بازارش خیره کننده است. خانه‌های قدیمي‌کاشان بسیار دیدنی هستند. تبریز بزرگ‌ترین بازار سرپوشیده جهان را دارد. کویر‌های کرمان و شهر یزد که در مسیر جاده ابریشم بوده شگفت انگیزند. قم و مشهد مراکز مذهبی بابناهای زیبا هستند. 


  قبل از ایران در کدام کشور اقامت داشتید؟
قبل از ایران مدتی در سوریه بودم و در بنگلادش و لبنان و آفریقای جنوبی و ایتالیا نیز اقامت داشتم، اما به طور کلی علاقه‌مند به خاورمیانه هستم و چون بخش عربی این منطقه را دیده بودم  دوست داشتم بخش ایرانی  این منطقه را نیز تجربه کنم.


  در سفرهایتان بیشتر به آشنایی با مردم علاقه‌مندید یا  اماکن فرهنگی و ابنیه تاریخی باستانی توجه دارید؟
اگر درباره ایران بخواهم پاسخ دهم، هدفم ارتباط با مردم است، اما به طور کلی وقتی به مکانی جدید سفر می‌کنم، علاقه‌مند هستم با مردم آنجا ارتباط برقرار کنم و درباره نحوه زندگی آنها بیشتر بدانم ، چون به عقیده من اگر نتوانیم به شکل مناسب با مردم ارتباط برقرار کنیم، نمی‌توانیم خوب آن کشور را بشناسیم، پس نیاز اولیه شناخت و ارتباط با مردم و آداب و سنن آنهاست.


  در ایران برای رسیدن به این هدف مهم‌ترین مشکل شما چه بوده است؟
همان طور که گفتم مهم‌ترین علاقه من ارتباط با مردم و شناخت کشور از این طریق است، اما در ایران گرچه مهمان‌نوازی این مردم باعث شده تا گروه بسیاری را ملاقات کنم، اما متاسفانه  چون فارسی نمی‌توانم صحبت کنم، در نهایت با بخش زیادی ازمردم  مثلا مردم مناطق روستایی نمي‌توانم ارتباط نزدیکی برقرار کنم. در مورد مردمي‌هم که ملاقات مي‌کنم باید به خاطر داشته باشم که چه اندازه تصویر واقعی  از ملت ارائه مي‌کنند. در نتیجه مهم است که افرادی را که ملاقات مي‌کنم از همه مناطق و اقشارباشند. 


البته طبیعی است که نمي‌توان به کشوری سفر کرد بدون آنکه چیزی از فرهنگ آن کشور دانست. از این رو من قبل از سفر به هر کشور درزمینه ادبیات آن کشور مطالعه مي‌کنم نه لزوما  مطالعه متون سیاسی یا کتاب‌های مربوط به سیاست ؛ بلکه ادبیات داستانی  چون به عقیده من ادبیات داستانی شعر و فیلم و سینما ی  یک کشور زبان گویای انسان‌ها و فرهنگ  شان است. من قبل از آمدنم به ایران  فیلم‌های ایرانی بسیاری دیدم و اینجا هم زیاد فیلم ایرانی مي‌بینم و تمام اینها تصویری از ایران به من می‌دهند. و البته سیاستمداران را هم ملاقات مي‌کنم که در مجموع  یک تصویر کامل به دست بیاید.


  ظاهرا اهل سفر هستید و خودتان هم در ایران رانندگی می‌کنید، نظرشما درباره جاده‌های ایران چیست؟
بله هم اهل سفر هستم و هم خودم در ایران رانندگی می‌کنم. به‌طور کلی جاده‌های ایران دارای کیفیت بسیار مناسبی هستند و من مشکلی برای استفاده از بزرگراه‌ها خارج از تهران ندارم. اما درباره داخل شهرهای بزرگ به‌خصوص تهران باید بگویم که ترافیک سنگین چالش‌های  بزرگ ایمنی ایجاد مي‌کنند.تعداد تصادفات بسیار زیاد است.  موتورسیکلت‌ها عامل  شمار بالایی از  تصادفات هستند و تلفات جاده ای بالاست.   یکی از مشکل‌های رانندگی در شهرهای ایران به‌خصوص تهران این است که بارها دیده‌ام موتورسیکلت‌ها بدون توجه به قانون کلاه ایمنی خود را به فرمان موتور آویزان کرده و رانندگی می‌کنند یا کودکی در صندلی جلوی خودرو بدون کمربند ایمنی نزدیک پنجره نشسته است. من فکر مي‌کنم مسائل ایمنی را باید به مردم آموزش داد. 


  آیا تا کنون از وسايط نقلیه عمومي‌استفاده کرده اید؟
بله من هم سوار اتوبوس و هم مترو شده ام. استفاده از وسايط نقلیه عمومي‌مي‌تواند در تهران گسترده تر شود تا از ترافیک سنگین شهری کاسته شود. کیفیت مترو مناسب است. 


  نظر شما درباره غذاهای ایرانی چیست؟
به عقیده من غذاهای ایرانی خوب هستند و از تنوع خوبی برخوردارند و من علاقه‌مندم غذاهای محلی مناطق مختلف کشور را هم تجربه کنم. میوه‌های تازه ایرانی را هم دوست دارم.

 

اخبار اقتصادی - قانون

 


ادامه مطلب
[ ] [ ] [ ahwaz110chat ]

اخبار,اخباراقتصادی,تحريم‌های ایران

احمدی نژاد به تحريم‌ها و آثار آن اعتقاد نداشت اما جالب بود در اواخر دولتش عنوان کرد «صد در صد مشكلات و اختلالات در اقتصاد ايران به دليل وجود تحريم‌ها بوده است

 دكتر محمد خوش‌چهره استاد برجسته اقتصاد دانشگاه تهران و نماينده تهران در دوره هفتم مجلس است. وي داراي دكتراي تخصصي توسعه و برنامه‌ريزي اقتصادي از انگلستان است. اين اقتصاددان از اساتيد شناخته‌شده درس «توسعه» در دانشگاه‌هاي مختلف است و بيش از 10 سال سابقه تدريس در دوره دكتري مديريت استراتژيك دارد و علاوه بر دانشگاه تهران سابقه تدريس در دانشگاه‌هاي شهيد بهشتي، امام حسين (ع)، الزهرا (س) و دانشگاه عالي دفاع ملي را نيز در كارنامه خود دارد.

این استاد اقتصاد كشور با انتقاد به برخي سياست‌هاي اقتصادي دولت روحاني خاطرنشان مي‌كند: «در شرايط فعلي دولت آقاي روحاني فاقد يك رهبر اركستر براي همنوايي سازهاي اقتصادي كشور است و به همين دليل صداي گوش خراشي از اركستر اقتصادي دولت به گوش مي‌رسد. اختلاف نظرها و ديدگاه‌ها در زمينه اقتصادي به راحتي در دولت قابل مشاهده است.

 

بنابراين سازگاري بين سياست‌ها و اهداف، به ويژه سياست‌هاي پولي، ارزي، مالي و تجاري با هدف‌هايي مانند اشتغال و از همه مهم‌تر توليد ناخالص ملي وجود نداشته است. شايد به صورت موردي سازگاري‌هايي در بين تصميم‌گيرندگان اقتصادي دولت وجود داشته، اما به صورت پايدار و مستمر اين اتفاق رخ نداده است. سازهاي اركستر اقتصادي بايد همزمان، هم صدا و هم آوا نواخته بشود.» گفتگوی روزنامه«آرمان» با دکتر خوش‌چهره را در ادامه می خوانید:

اميدواري مردم به بهبود وضعيت اقتصادي كشور پس از توافق نهايي ايران و 1+5به چه ميزان مبتني بر واقعيت‌هاي سياسي و اقتصادي است و به چه ميزان جنبه رواني دارد؟
من معتقدم تلفيقي از هر دو وجود دارد. يعني هم با برخي از واقعيت‌هاي سياسي و اقتصادي همخواني دارد و هم بخشي از اين اميدواري جنبه رواني دارد. البته به نظر من اميدواري مردم به آن غلظتي كه برخي عنوان مي‌كنند، نيست و همه به صورت مطلق به نتيجه مذاكرات اميدوار نيستند.

برخي عنوان مي‌كنند اقتصاد كشور پس از برداشتن تحريم‌ها ممكن است با يك جهش غيرمنتظره روبه رو شود. با اين نظر موافقيد؟
كساني كه چنين برداشتي دارند شناخت مناسبي از محيط اقتصادي داخلي و عرصه بين‌المللي ندارند. اين سخن بيشتر جنبه احساسي دارد تا اينكه مبتني بر واقعيت باشد. اگر تحريم‌ها برداشته شود يا در خوش‌بينانه‌ترين حالت دارايي‌هاي بلوكه شده ايران كه رقمي بالغ بر130ميليارد دلار است آزاد شود نمي‌توان مدعي بود كه وضعيت اقتصادي كشور به يك باره متغير خواهد شد. در شرايط فعلي مشكل اقتصاد كشور تزريق پول به سيستم اقتصادي نيست. مشكل فعلي اقتصاد ما عدم توجه و عدم درك موانع توليد ملي است. بنابراين تا درك و باور لازم در اين زمينه وجود نداشته باشد نمي‌توان به بهبود گسترده وضعيت اقنصادي اميدوار بود. اقتصاد ما در شرايط فعلي كمتر از پنجاه درصد ظرفيت خود بهره وري دارد.

 

اين وضعيت به ويژه در فعاليت‌هاي صنعتي وجود دارد. بسياري از واحدهاي توليدي كشور تعطيل و نيمه تعطيل هستند و عامل اصلي آن نيز بيش از آنكه به محيط بيروني مربوط باشد به نوع سياست‌گذاري‌هاي داخلي باز مي‌گردد. به عنوان مثال بخش مسكن هم‌اكنون در يك ركود سنگين قرار دارد. بسياري از مصالح و موادي كه در بخش مسكن مورد استفاده قرار مي‌گيرد بومي است و ربطي به محيط بيروني ندارد. تشخيص مشكلات اقتصادي يك بحث است و استفاده از شيوه‌هاي صحيح براي درمان نيز بحث ديگري است كه هر كدام بايد به صورت جدي و جداگانه مورد توجه قرار بگيرد.

 

از طرف ديگر اگر قرار است منابع خارجي ايران به كشور باز شود و به ظرفيت‌سازي اقتصادي كمك كند قطعأ از زمان شكل‌گيري«ايده» تا مرحله اجرايي شدن بين سه تا پنج سال طول مي‌كشد. در نتيجه برداشتن تحريم به اين معنا نخواهد بود كه كشور به صورت «يك شبه» با شكوفايي اقتصادي روبه رو خواهد شد. با اين وجود بازخورد «رواني» برداشتن تحريم‌ها كه به صورت كوتاه‌مدت بر اقتصاد ايران اثرگذار است حائز اهميت خواهد بود. اين جو رواني اگر بتواند منابع خرد و سرگردان و غيرمولد را به منابع مولد در توليد ملي تبديل كند مي‌تواند تاثير مثبتي بر اقتصاد كشور داشته باشد. همه اين مسائل به اما و اگرهايي مبتني است كه هنوز نمي‌توان آينده را براساس آن ترسيم كرد.

با اين اوصاف برداشتن تحريم‌ها چه تغييرات كوتاه، ميان مدت و بلندمدتي در اقتصاد كلان و مشكلات اقتصادي مردم خواهد داشت؟
ما نبايد اين نكته را فراموش كنيم كه بسياري از مباحث مهم بين‌الملل در نگاه اوليه برجسته بوده است، اما در بسياري از مواردعملياتي نشده است. به‌طور مثال راجع به مباحث فلسطين مشاهده مي‌شود كه سازمان ملل و نشست‌هاي متفاوت از كمپ ديويد گرفته تا ديگر موارد، بين آنچه گفته و آنچه عملياتي شد، تفاوت معناداري وجود داشت. البته بايد تلاش ديپلماسي كشور را ارج نهاد كه فضاي بين‌المللي را از فضاي نامناسب سياسي جهاني به سمت يك چارچوب مناسبات و مذاكرات سياسي سوق داده است. اين مساله در سخنان باراك اوباما هم اشاره شد كه در اثر اين مذاكرات زبان نظامي به زبان سياسي تبديل شده است. يكي از مهم‌ترين قواعد شناخته شده روابط بين‌الملل و سياست جهاني اين است كه وقتي ديپلماسي نتواند حرف خود را بزند به صورت ناخودآگاه «جنگ» پيش مي‌آيد. در گذشته نيز بسياري از اظهارنظرها درباره ايران با نگاه‌هاي جنگ‌طلبانه بود كه از زمان بوش شدت فراوان گرفت، اما امروز بحث‌ها سياسي است. گرچه كشورهاي غربي به عنوان يك تاكتيك از گزينه‌هاي ديگر روي ميز سخن مي‌گويند اما نكته مهم نشست 1+5 و بيانيه لوزان با تركيب كشورهاي جهاني اين بود كه ايران به عنوان يك قدرت پذيرفته شده است.

 

بنابراين بايد خوشحال بود كه چانه‌زني‌هاي سياسي نتيجه داده است. تحول اقتصادي، ناشي از سرمايه‌گذاري‌هايي است كه بايد به ثمر بنشينند و خود را به صورت بسط و گسترش توليد ناخالص ملي نشان دهد و اين اتفاقي نيست كه در كوتاه‌مدت و آني صورت بگيرد، بلكه نتيجه تلاش‌هاي ميان مدت و بلندمدت خواهد بود. بر اين اساس راه رسيدن به يك رشد اقتصادي مستمر، پويا و شكوفايي اقتصاد كشور، اولويت با رفع موانع از توليد ملي و نگاه به داخل و در كنار آن نيز استفاده از ظرفيت‌هاي جديد يا مازاد بيروني است كه مي‌تواند اين رونق اقتصادي را پايدار و مستمر كند.

تحريم‌ها چه تاثيري بر اقتصاد كشور گذاشت؟رئيس دولت‌هاي نهم و دهم تحريم‌ها را كاغذپاره خواند، در حالي كه وزارت خارجه آمريكا مدعي است تحريم‌هاي خارجي200ميليارد دلار به اقتصاد ايران ضرر زده است. آيا اين رقم صحيح است؟سياست‌هاي ايران به چه ميزان در كنترل تحريم‌هاي موثر بود؟آيا ما توانستيم آثار زيانبار تحريم‌ها را كاهش دهيم؟
در يك مقطع زماني همان‌طور كه شما اشاره كرديد رئيس‌جمهور وقت كشور به تحريم‌ها و آثار آن اعتقاد نداشت و مدعي بود تحريم‌ها «كاغذ پاره اي» بيشتر نيستند. نكته جالب اما زماني رخ داد كه در حالي كه چند ماه بيشتر از عمر دولت آقاي احمدي‌نژاد باقي نمانده بود ايشان در رسانه ملي و در ميان تعجب همگان عنوان كردند كه «صد در صد مشكلات و اختلالات در اقتصاد ايران به دليل وجود تحريم‌ها بوده است». در همان مقطع زماني رئيس مجلس شوراي اسلامي نظر متفاوتي نسبت به اين مساله داشتند.

آقاي لاريجاني مدعي بودند كمتر 20 درصد آسيب‌هاي وارد شده به كشور به دليل وجود تحريم‌ها و مابقي به دليل سوءمديريت و عدم توانايي مديريت بحران از سوي دولت‌مردان پديد آمده است. به هر حال اين اظهارات متفاوت و گاهأ متناقض آثار مثبتي براي محيط اقتصاد ملي در پي نداشت. من نمي‌خواهم عنوان كنم حق با كدام يك از اين دو مسئول بوده است.

 

بلكه منظور من اين است كه در آن مقطع زماني عناصر تصميم‌گيرنده و سران قوا بايد در يك موضع يكسان با مساله تحريم‌ها برخورد مي‌كردند و يك اجماع ملي براي كنترل تحريم‌ها به وجود مي‌آمد. در نتيجه فرآيند تصميم‌گيري براي مقابله با تحريم‌ها با اخلال مواجه شده بود. اين وضعيت به مانند پزشكاني بود كه درباره دلايل بيماري و شيوه درمان آن با هم اختلاف نظرهاي جدي داشتند. در نتيجه «بيمار» از اين وضعيت نگران و از اينكه پزشكان معالج نمي‌توانند راه‌حل درمان را پيدا كنند بيمناك بود. در نتيجه عدم تصميم‌گيري صحيح، سوء مديريت و فقدان راه‌حل مناسب و كارساز سبب تاثيرگذاري تحريم‌ها بر اقتصاد كشور شد. اين به اين معنا است كه«كاغذپاره ها» اقتصاد كشور را فشل كرد.

در قلمرو مديريت استراتژيك «تحريم» به عنوان «تهديد» تلقي مي‌شود اما تهديد به صرف تهديد بودن واجد شرايط ارزشيابي نيست. نكته مهم اينجاست كه مديريتي كه در مقابل تحريم‌ها قرار مي‌گيرد ملاك قضاوت خواهد بود. اگر مديريت تحريم‌ها توانمند باشد تهديد را از قبل رصد مي‌كند و كنترل و مهار مي‌كند و اگر «ابرمديريت» وجود داشته باشد تحريم‌ها را به فرصت تبديل مي‌كند. با اين وجود اين اتفاق در كشورما و در مقابله با تحريم‌ها رخ نداد. همه ما شاهد بوديم كه تحريم‌هايي كه مي‌توانست كنترل شود، مهار نشد و بر بخش‌هاي مختلف اقتصادي و سياسي تاثير گذاشت.

 

تحريم به مانند نوعي «ويروس» است كه اگر كسي بهداشت خصوصي و عمومي را رعايت كرده باشد و از سلامت بدن برخوردار باشد اين ويروس تاثيرگذار نخواهد بود يا تاثير كمي خواهد داشت؛ اما اگر بهداشت را رعايت نكند و از سلامت كافي برخوردار نباشد ممكن است اين ويروس سبب بيماري اين فرد شود. ريشه تاثيرگذاري تحريم‌ها بر اقتصاد ايران به عدم توانايي تصميم‌گيري و فقدان عقلانيت در مديريت كلان كشور باز مي‌گردد.

تحريم‌ها باعث از دست دادن بازارهاي ايران در سطح بين‌المللي شده است. در يك حالت منطقي به دست آوردن مجدد بازارهاي جهاني حداقل دو تا سه سال طول خواهد كشيد. با توجه به وضعيت اقتصادي كشور براي كوتاه كردن اين مسير چه راهكارهايي را توصيه مي‌كنيد؟ايران در چه حالتي مي‌تواند در كوتاه‌مدت به بازارهاي جهاني دست پيدا كند؟
صحبت شما را برخي از مسئولان، نمايندگان مجلس و دانشگاهيان به شكل‌هاي مختلف مطرح مي‌كنند. مبناي اين سخن نيز قابل تحمل و بررسي است. منظور اين عده از بازارهاي جهاني عمدتا بازارهاي نفت است. اين در حالي است كه موارد ديگري مانند خشكبار و كالاهاي سنتي و هنري ايران بازارهاي خود را هيچ‌گاه از دست نداده و به صورت «رقيق» ادامه پيدا كرده است. اگر به عنوان مثال بازار فرش افول كرده به دليل تحريم‌ها نيست و بلكه به دليل وجود رقباي جديد در اين زمينه است. نكته مهم در اين زمينه اينجاست كه بازار نفت مشتريان ثابت و دائم خود را همچنان حفظ كرده است. امروزه علم اقتصاد ثابت كرده رونق توليد ملي يك كشور بستگي به ميزان«تقاضا» در زمينه داخلي و در عرصه بين‌المللي دارد. در شرايط فعلي ركود در بازارهاي جهاني به دليل افت «تقاضا» است.

جمعيت80ميليوني ايران يك مزيت اقتصادي براي توليد به شمار مي‌رود. اين در حالي است كه جمعيت ايران در سال‌هاي اخير براي مسائل كليدي خود به مانند مسكن، خوراك و پوشاك دچار اختلال بوده است و تقاضاهاي اجابت نشده فراواني در اين زمينه وجود داشته است. اغلب اين مشكلات نيز ريشه در سياست‌هاي غلط اقتصادي در داخل كشور دارد. بالا بودن قيمت، عدم قدرت خريد و ضعيف بودن پول ملي باعث شده كه بازارهاي داخلي به جاي اينكه در اختيار توليدات داخلي باشد در اختيار توليدات خارجي قرار داشته باشد.

 

قاچاق كالا، واردات بي‌رويه و عدم حمايت از توليدات داخلي عامل اصلي از دست رفتن بازارهاي داخلي در سال‌هاي اخير بوده است. بنابراين اگر ما در موانع به وجود آمده در توليد ملي خود يك بازنگري علمي و منطقي داشته باشيم مي‌توانيم شاهد رونق توليد داخلي باشيم. در كنار اين مساله ما هم همچنين مي‌توانيم نگاهي نيز به بازارهاي خارجي داشته باشيم. بنابراين ريشه مشكلات در بازارهاي خارجي نيست و ريشه در سياست‌هاي داخلي براي مساله توليد دارد.

غفلت از رونق توليدات داخلي سبب شده كه توليدات خارجي بازار داخلي ما را به دست بگيرد. به عنوان مثال درصد بسيار بالايي از توليدات بازار پوشاك ما خارجي است يا در زمينه مواد غذايي ما بيشتر وارد‌كننده هستيم تا صادركننده. در شرايط فعلي 90درصد روغن نباتي، 95درصدچاي، بخش عمده پروتئين مصرفي كشور، نصف گندم كشور، بخش قابل توجهي از برنج مورد نياز كشور و بيش از نيمي از شكر كشور از خارج وارد مي‌شود. همه اين موارد نشان مي‌دهد كه ما در زمينه مديريت اقتصاد داخلي ضعيف عمل كرده‌ايم و بازارهاي داخلي را به دست خود به توليدات خارجي سپرده‌ايم.

چه انتقادهايي را به سياست‌هاي اقتصادي دولت وارد مي‌دانيد؟ دولت آقاي روحاني در دو سالي كه از عمر دولت خود مي‌گذرد چه ضعف‌هاي در زمينه اقتصادي داشته است؟
اگر بخواهيم به صورت منصفانه به عملكرد دولت آقاي روحاني نگاه كنيم بايد از اين نكته غافل نشويم كه دولت آقاي روحاني وارث يك شرايط نامناسب اقتصادي بود. حجم بالاي بيكاري، ركود و تورم همگي به صورت گسترده از دولت آقاي احمدي‌نژاد به دولت جديد منتقل شد. با اين وجود آقاي روحاني با درك اين وضعيت خود را كانديدای رياست‌جمهوري كرده بود و مي‌دانست كه چه وضعيتي در انتظار دولت جديد خواهد بود.

 

بنده براي پيدا كردن راه‌حل مناسب در اين زمينه با آقاي روحاني جلسه خصوصي داشتم و در آنجا راهكارهاي خود را بيان كردم. بنده در اين جلسه عنوان كردم دولت اجازه ندارد در زمينه اقتصادي اشتباه كند. دولت بايد نسبت به وضعيت اقتصادي كشور و موانع توليد ملي جمع‌بندي و تحليل دقيق و مشخصي داشته باشد. روش«آزمون و خطا» و حركت «لاك پشتي» به دولت و اقتصاد ملي ضرر و زيان مي‌رساند.

بنده بايد به صراحت عنوان كنم كه با وجود اينكه فضاي آغاز شروع به كار دولت آقاي روحاني از جنبه «رواني» فضاي مثبتي بود و اميدواري‌هايي در بين مردم ايجاد شده بود كه دولت مي‌توانست از آن به شكل مثبت بهره‌برداري كند اما حركت دولت به صورت «لاك پشتي» ادامه پيدا كرد. از طرف ديگر نيز عدم انسجام و نداشتن فرماندهي واحد در سياست‌هاي اقتصادي سبب تكثر در سياست‌هاي پولي، ارزي و تجاري شد. در نتيجه در دولت آقاي روحاني بين سياست‌ها واهداف، عدم تجانس و ناهماهنگي به وجود آمد.

 

دولت با فقدان يك مركزيت تصميم‌گيرنده در زمينه اقتصادي مواجه است. در برخي از كشورها كه روساي جمهور دانش‌آموخته اقتصاد يا علوم نزديك به آن هستند شخص رئيس‌جمهور مدیریت اقتصادي را برعهده مي‌گيرد. همچنين در برخي از كشورها معاونت اقتصادي رئيس‌جمهور وجود دارد كه از يك عقلانيت لازم براي انسجام سياست‌هاي اقتصادي برخوردار است. در برخي از كشورها نيز رئيس بانك مركزي يا وزير اقتصاد اين مسئوليت را برعهده مي‌گيرد. در شرايط فعلي دولت آقاي روحاني فاقد يك رهبر اركستر براي همنوايي سازهاي اقتصادي كشور است و به همين دليل صداي گوش خراشي از اركستر اقتصادي دولت به گوش مي‌رسد.

اختلاف نظرها و ديدگاه‌ها در زمينه اقتصادي به راحتي در دولت قابل مشاهده است. بنابراين سازگاري بين سياست‌ها و اهداف، به ويژه سياست‌هاي پولي، ارزي، مالي و تجاري با هدف‌هايي مانند اشتغال و از همه مهم‌تر توليد ناخالص ملي وجود نداشته است. شايد به صورت موردي سازگاري‌هايي در بين تصميم‌گيرندگان اقتصادي دولت وجود داشته، اما به صورت پايدار و مستمر اين اتفاق رخ نداده است.

 

سازهاي اركستر اقتصادي بايد همزمان، هم صدا و هم آوا نواخته بشود. اگر يك اركستر رهبر نداشته باشد و هر كدام از نوازندگان كه اتفاقا در كار خود نيز مهارت دارند با بقيه‌ ساز ناهماهنگ بزنند به جاي ايجاد صداي موزون و دلنشين، صدايي دلخراش به گوش مي‌رسد. نكته ديگر اينكه در دوسال گذشته نقطه ثقل اميد دولت به مناسبات بيروني و خارجي و رفع تحريم‌ها بوده است.

اگرچه تلاش دولت در اين زمينه ارزشمند است اما يك خطاي استراتژيك به شمار مي‌رود. دليل اين مساله هم اين است كه دولت رونق داخلي را در محيط بيروني دنبال مي‌كند كه رويكرد صحيحي نيست. رونق محيط داخلي بايد محوريت اقدامات دولت باشد و در كنار اين بايد از محيط بيروني به عنوان تكميل‌كننده سياست‌هاي داخلي استفاده كند.

 

واقعيت اين است كه اقتصاد ايران هم‌اكنون داراي شرايط ويژه‌اي است و براي خروج از اين شرايط ويژه بايد مديريتي ويژه اتخاذ كرد. شدت مشكلات به‌گونه‌اي است كه با نسخه‌هاي عادي و مديريت معمولي، درمان اقتصاد ايران جواب نمي‌دهد. شايد بعضي از دوستان در دولت از نظر سابقه، تجربه و توان مديريتي كارنامه خوبي داشته باشند، اما اين موضوع ناديده گرفته مي‌شود كه ما در شرايط مديريت بحران هستيم. ما به ظرفيت‌هاي بالاتري نياز داريم.

 

براي تغيير وضعيت، لازم است، دولت باید در برخي نگرش‌ها و ظرفيت‌هاي خود نيز تغيير ايجاد كند. آنچه كار دولت را سخت مي‌كند، اين است كه در شرايط سخت وارد ميدان شده و شعار و ادعاي سختي هم داشته است؛ شعار تدبير و اميد. اين شعاري است كه بيانگر فعاليت در مسير درست و كارشناسي شده است.

 

يعني اگر بعضي از اتفاقات مردم را به سمت نااميدي ببرد و بعضي از تصميمات مبين عدم تدبير و تعقل باشد، هزينه‌هاي زيادي را براي اين دولت به‌دنبال دارد. شايد براي يك دولت ديگر و در يك شرايط عادي اين‌گونه نباشد، اما اين دولت در شرايط غيرعادي جلو آمده است؛ ضمن اينكه بايد دولت را درك و براي حمايت از دولت تلاش كرد. دولت بايد با تمركز بر توان و ظرفيت خود در محيط بيروني، از ظرفيت‌هاي محيط داخلي متناسب با شرايطي كه داريم به بهترين نحو استفاده كرده و اشتباهات دولت قبلي را تكرار نكند.

دولت آقاي روحاني در حذف يارانه «پردرآمدها» با مشكلات بزرگي روبه رو شده است. راه‌حل اين مساله چيست؟
هدفمندكردن يارانه‌ها از سطح پرداخت‌هاي پولي نزول كرده است؛ اين نوع عدالت به منزله تزريق پول به عنوان يك اقدام تاكتيكي و اقدامي ابزاري بر‌اي رسيدن به اهداف اصلي است. يعني معمولا در جوامعي كه انقلاب مي‌شود مثل تجربه كشور‌هاي آمريكاي لاتين و موارد‌ ديگر در ابتدا بر‌اي پركردن شكاف طبقاتي و درآمدي يا بر‌اي مقابله با بيماري به نام فقر يك اقداماتي انجام مي‌دهند كه اين اقدامات در پرداخت‌هاي نقدي به فقرا و محرومان است و به آنها پرداخت‌هايي صورت مي‌گيرد كه اصطلاحا از ديد آسيب‌شناسي يا روش‌هاي پزشكي اقدامات اوليه و مسكن وار ناميده مي‌شوند. دلايل ايجاد هدفمندي بر‌اي مقابله با بي‌عدالتي بود اما ديديم كه گروه‌هاي مرفه انرژي بيشتري مصرف مي‌كنند و از يارانه نان بيشتر بهره مي‌برند كه هردو به اصطلاح قابل ايراد بود است و از آن سو، اين مسائل به اين مفهوم نبود كه به روش‌هاي دريافت ماليات از گروه‌هاي مرفه اقدام شود.

به نظر من باور لازم براي اصلاح هدفمندي يارانه‌ها در دولت آقاي روحاني به وجود نيامده است. اشكال مهم در اين زمينه «عدم باور» مسئولان دولت است. در اين زمينه هم بين مسئولان اقتصادي كشور اختلاف نظر وجود دارد. بنده به برخي از مسئولان در جلسات خصوصي نيز اين مساله را تذكر دادم كه اصلاح مساله يارانه‌ها امري «شدني» و تحقق پذير است. اگر پرداخت يارانه‌ها با همين شرايط ادامه پيدا كند امكان استمرار آن وجود نخواهد داشت و يك چالش بزرگ اقتصادي براي دولت خواهد بود. بنده اشكال را در عدم اراده لازم و تصحيح بنيادي يارانه‌ها در بلندمدت مي‌دانم.

 

اخبار  اقتصادی -  ارمان 


ادامه مطلب
[ ] [ ] [ ahwaz110chat ]

مرد 32 ساله‌ای كه بیش از 96درصد بدنش پوشیده از موی سیاه رنگ است، به زودی مورد عمل جراحی پلاستیك قرار خواهد گرفت.

آقای یو ژنگوان كه به مرد میمونی شهرت دارد زمانی كه پیشنهاد بازی در یك فیلم را دریافت كرد از این‌كه توانسته با وجود ظاهر غیرمعمول خود شغلی خوب ‌دست و پا كند خوشحال بود. اما چند هفته بعد كارگردان این فیلم اعلام كرد كه وی برای نقش مناسب نیست و قراردادش را با وی به هم زد تا او تنها نقطه امیدش را هم از دست بدهد و او را افسرده و ناامید کند.

اخبار,اخبارگوناگون , تصاویر  جالب


از همان زمان این مرد ده‌ها ساعت وقت از پزشكان جراح پلاستیك گرفته تا هرچه زودتر موهای زائد را از بدنش دور كنند تا شاید شانس بیشتری برای نقش‌های تلویزیونی به دست آورد و بتواند بازیگر شود.

رئیس تیم پزشكی وی اعلام كرده است كه او به دست كم 10 جلسه عمل نیاز دارد تا موهای بدنش را از بین ببرد و سپس باید عمل جراحی زیبایی را روی بینی و لب‌هایش انجام دهد تا كمی به شكل انسان‌های عادی درآید و طبیعی به نظر برسد. وی قصد دارد جزئیات این عمل‌ها را به زودی اعلام كند و درمورد آن اطلاع رسانی کند.


  اخبار  گوناگون - ایران  ناز 


ادامه مطلب
[ ] [ ] [ ahwaz110chat ]

اخبار,اخبار اقتصادی ,اوراق تسهیلات مسکن

وجود اینکه اتفاق خاصی در افزایش وام مسکن رخ نداده و سیاست دولت در خصوص بخش مسکن تغییری نکرده است،اما قیمت این اوراق نسبت به هفته گذشته با افزایش نسبی مواجه شده است و رشد یک تا دو هزار تومانی را تجربه کرده است.

قیمت اوراق تسهیلات مسکن که از ابتدای سال با افت مواجه شده بود، رشد اندکی را تجربه کرده و نسبت به هفته گذشته با افزایش نسبی مواجه شد.

به گزارش ایسنا، در حالی قیمت " تسه" ها از ابتدای سال تاکنون در سرازیری قرار گرفته و همانند بازار مسکن در رکود فرو رفته است که قیمت این اوراق در معاملات روزهای اخیر تکان خورد و با اندکی افزایش مواجه شد.

بنابراین با وجود اینکه اتفاق خاصی در افزایش وام مسکن رخ نداده و سیاست دولت در خصوص بخش مسکن تغییری نکرده است،اما قیمت این اوراق نسبت به هفته گذشته با افزایش نسبی مواجه شده است و رشد یک تا دو هزار تومانی را تجربه کرده است به طوری که "تسه" های دی، بهمن و اسفند 1393 در معاملات امروز به محدوده 74 هزار تومان رسیده و با استقبال خریداران مواجه شده است. همچنین "تسه" آبان از 72 هزار تومان به نیمه 74 هزار تومان رسیده و تسه مهر نیز به محدوده 74 هزار تومان نزدیک شده است.

تسه تیر ماه از 72 هزار تومان در هفته گذشته به نیمه 73 هزار تومان رسیده و تسه مرداد نیز در حال نزدیک شدن به قیمت 74 هزار تومان است؛ تسه شهریور ماه نیز از 72 هزار و 500 تومان به سمت 74 هزار تومان حرکت کرده است.این در حالی است که تسه فروردین در روزهای اخیر بدون تغییر قیمت در محدوده 74 هزار واحد باقی مانده و تسه اردیبهشت ماه از 70 هزار تومان به نیمه 74 هزار تومان رسیده است. تسه خرداد نیز از 71 و 500 در هفته گذشته به محدوده 73 هزار تومان حرکت کرده است.

افزایش قیمت اوراق تسهیلات مسکن در حالی رخ داده است که در حال حاضر عرضه و تقاضای برای این اوراق در حالت تعادل قرار داشته و سهامداران برای خریداری این اوراق مشارکت بیشترین دارند. این در حالی است که با توجه به رکود حاکم در بخش مسکن، به نظر نمی‌رسد قیمت " تسه "ها تا زمان قطعی شدن افزایش وام خرید مسکن، افزایش چشم‌گیری داشته باشد.

اوراق تسهیلات مسکن اوراقی است که متقاضیان استفاده از انواع تسهیلات مسکن باید در ازای هر 500 هزار تومان، یک برگه حق تقدم تسهیلات مسکن خریداری کرده و به بانک مسکن ارائه کنند. یعنی برای دریافت وام 45 میلیونی مسکن باید 90 ورقه حق تقدم تسهیلات (با احتساب قیمت 72 هزار تومان برای هر ورقه) به مبلغ شش میلیون و 480 هزار تومان خریداری شود.

 

اخبار اقتصادی  - ایسنا

 


ادامه مطلب
[ ] [ ] [ ahwaz110chat ]

اخبار,اخبار ورزشی ,تیم فوتبال  تراکتورسازی

سرمربی تیم فوتبال استقلال پس از شکست مقابل تراکتورسازی گفت: متاسفانه امسال خوب یارگیری نکردیم.

به گزارش فارس، امیر قلعه نویی در نشست خبری پس از شکست مقابل تراکتورسازی اظهار داشت: باید از مردم عذرخواهی کنیم. به تراکتورسازی به خاطر این برد خوب تبریک می گویم. بازی خوبی بود. نیمه اول حاکم میدان بودیم. برخلاف بازی گل خوردیم.

وی افزود: گل سوم کمر تیم مارا شکست. از هواداران عذرخواهی می کنم. بازیکن تلاش خود ار می کند. دو جوان گذاشتیم که عالی بازی کردند اما از ترس اخراج تعویض کردیم. 5 توپ سمت دروازه ما آمد که 4 تای آن گل زد.

وی در پاسخ به این سوال که غرور خاصی در چهره سرمربی تراکتور بود و فکر می کرد شیر شکار کرده است گفت: غرور تونی را کار ندارم. او از برد خوشحال است ما  هم بودیم خوشحال بودیم.

قلعه نویی در پاسخ به این سوال که چرا استقلال به این وضع افتاده، گفت: اینکه چه بر سر استقلال گذشت مسئولیت فنی به عهده من است.‬ به هر حال ما باید خوب یارگیری می‌کردیم. یکسری مشکلات بود که الان نمی خواهم بگویم.‬‎ اینکه دربی بی خاصیت است قبول ندارم. یکسری مشکلات درون خانوادگی داریم که به ما لطمه زد.‬


وی ادامه داد: نمی‌خواهیم بهانه بیاوریم، مسئولیت باخت با من است و می توانستیم جایگاهمان بالاتر از این باشد. حتی می توانستیم نیم فصل مهره های بهتری بگیریم که مشکلات مالی اجازه نداد.‬‎


‫قلعه نویی در مورد اینکه در استقلال می ماند یا خیر گفت: اول ببینیم مرا می خواهند، تکلیف خود تیم هم مشخص نیست. بحث واگذاری به ما لطمه زد. ۷ ماه پول نگرفتیم و امروز دو ترکیب برای استقلال بازی کرد. به هر حال با همه شرایط نباید این طور بازی می کردیم.‬

وی در پاسخ به این سوال که فکر نمی کند که وحید طالب لو بهتر از فروزان بود و او با هر توپی گل خورد گفت: ببینید معمولا روی دروازه ها روی یک گلر سرمایه گذاری می کنند. من وحید را خیلی دوست دارم اما او در راه‌آهن چند بازی کرد؟ حتی از عابدزاده هم کمتر بازی کرد. وحید بچه خوبی است.خوشحالم که وحید را برگرداندم چون در این چند سال به او ظلم شد. اسم نمی آورم اما امسال گلرها توپ های بدی را خوردند اما عوض نشدند اما خوشحالم وحید را به خانواده استقلال بازگرداندم.


سرمربی استقلال در پاسخ به این که تقابلش با تیموریان و اینکه می شد جلوی این مسئله را گرفت، اظهار داشت: صددرصد مقصر من هستم! چه بگویم؟! نوری فر خیلی مسائل را می داند. بازیکن با باشگاه قرارداد بسته و به مشکل مالی خورده و چون نتوانسته اند تهیه کند رفته است. یا به طور مثل در مورد فرهاد مجیدی بگویم که قضیه اش جداست و او وسط فصل گفت می خواهم بروم. جای من بودید چه می کردید؟‬‎ اگر هم سیبل شدم اشکالی ندارد، برای هر مربی و هر تیم اتفاقاتی رخ می دهد. اما استقلال ۶ جام دارد و سه لیگ برتر که ۵ تای آن با من است.‬

قلعه‌نویی گفت: کدام مربی و کدام تماشاگران می آیند مربی اش را که با هزار مشکلات تیمش را به دندان گرفته و تا اینجا آورده این طور با او رفتار می کنند؟ من هم می توانستم پول که نبود استعفا بدهم و بروم. ما در نیم فصل اول مشکلاتمان را می دانستیم. مجبور شدیم به خاطر بی پولی بازیکنان دیگری بگیریم. اول فصل می خواستم تیم را جوان کنم که نشد. اما دوباره مسئولیت این نتایج به عهده من است. اما یکسری از بازیکنان در اندازه خود نبودند. محسن مسلمان و بابک حاتمی را می خواستیم در نیم فصل دوم که نتوانستیم جذب کنیم. اول فصل حسن زاده را می خواستیم که نشد جذب کنیم.‬‎


‫قلعه نویی تاکید کرد: تعویض هایی که امروز به میدان آمدند در حد خود ظاهر نشدند، در همه تیم های بزرگ بازیکنان تعویضی تعیین کننده هستند اما امسال هر چه تعویض کردیم نتوانستند به تیم کمک کنند. بچه ها مقصر نیستند و با تمام توان ایراد با من است.‬‎


‫وی در پاسخ به سوال یکی از خبرنگاران شبکه ورزش گفت: برنامه خوبی دارید و می تواند این برنامه به فوتبال کمک کند اما بعدا به طور خصوصی مواردی را برادرانه به شما خواهم گفت.‬
 
اخبار ورزشی - فارس

 


ادامه مطلب
[ ] [ ] [ ahwaz110chat ]

اخبار,اخبار ورزشی ,تیم فوتبال استقلال

امیر قلعه نویی جنگ با امیر حاج رضایی را علنی کرد و این بار حرف هایی که پیشتر اطرافیانش می زدند خودش به زبان آورد.

به گزارش خبرآنلاین رابطه سینوسی امیر حاج رضایی و امیر قلعه نویی به بدترین حالت ممکن رسیده است .قلعه نویی این بار به سیم آخر زده و حاج رصایی را متهم به پول پرستی کرده است. پیرمرد دوست داشتنی فوتبال ایران با انتقاد از بعضی رفتارهای سرمربی ، خون او را به جوش اورده. حاج رضایی در یک برنامه تلویزیونی از شبکه ورزش داشت لیگ را تحلیل می کرد که حرف هایش درباره استقلال داد قلعه نویی را در آورد .

 

مشاور رسانه ای او به اصرار قلعه نویی روی خط برنامه رفت اما در آنجا و در آن کش و قوس حاج رضایی در پاسخ به اتهام ضدیت با استقلال چاره ای ندید غیر از اینکه بگوید فقط با شخص سرمربی تیم به دلیل رفتارهای اجتماعی اش مشکل دارد و این شروعی بود برای جنگی جدید. قلعه نویی که بعد زاز آن مناظره معروف پایان جام ملتهای 2007 در برنامه 90 هنوز دلش با فردوسی پور ، ذوالفقارنسب وحاج رضایی صاف نشده ، وقتی به سپاهان رفته بود از حاج رضایی کمک گرفت و چند سالی او را مشاور خود گذاشت . این رابطه دوستانه که بسیاری از دوستان حاج رضایی به آن گلایه داشتند تا سال رفتن قلعه نویی به تبریز هم ادامه داشت اما یکباره به آشوب کشیده شد.

حاج رضایی همیشه درباره این همکاری می گفت:«من به دلیل مشکلات مالی که برای پسرم ایجاد شد ، مجبور به کار کردن بودم. پیشنهاد قلعه نویی را پذیرفتم. مسئولیتم هم این بود که سعی کنم مشکلاتی که از او گفته بودم را برطرف کنم. تمام تلاشم را هم کردم اما نشد و آن مشکلات سر جایش ماند .» این را حاج رضایی تا به حال چند باری گفته است و رسانه ای شده . ولی قلعه نویی روایتی متفاوت از این دعوا دارد.

 

او به ماجراهای تبریز اشاره دارد و اینکه چون تیم تبریزی رقم کمی به این مشاور فنی پیشنهاد داده است او دوباره علیه اش موضع گرفته و تا زمانی که در سپاهان ارقام درشتی در این سمت می گرفته ، گلایه ای از رفتارش نداشته است. قلعه نویی در جدیدترین اظهار نظرش به روزنامه گل گفته است:«این آقایی که مدام از من انتقاد می کند و حرف از لمپن و لمپنیسم می زند ، خودش بنده پول است و کسی که بنده پول باشد خودش سردسته لمپن هاست.»

 

اخبار ورزشی - خبرآنلاین

 


ادامه مطلب
[ ] [ ] [ ahwaz110chat ]

قدرت گرفته از : پانا بلاگ

.: :.

آرشيو مطالب
لینک های مفید

|
امکانات وب